white bridal veil
حجاب عروس سفید
lift the veil
حجاب را بالا ببر
veil of secrecy
حجاب پوشیده
wear a veil
حجاب بپوش
a veil of secrecy.
نجابهای از راز
under the veil of charity
تحت پوشش خیریه
Please veil your face.
لطفاً صورت خود را بپوشانید.
a thinly veiled criticism
یک انتقاد پنهان
she could sew the veil on properly in the morning.
او میتوانست در صبح حجاب را به طور مناسب بدوزد.
shrouded in an eerie veil of mist.
در پردهای اسرارآمیز از مه پوشیده شده.
a thinly veiled threat.
یک تهدید پنهان.
the fundamentalist campaign for the veiling of women.
کمپین بنیادگرایانه برای پوشاندن زنان.
Dense fog veiled the bridge.
مه متراکم پل را پوشاند.
the veiled head of a bride.
سر پوشیده عروس.
a hat with a diaphanous veil;
کلاهی با یک حجاب نازک;
There was a barely veiled hostility in her tone.
در لحن او خصومتی به طور آشکار وجود نداشت.
they drew a veil of darkness across the proceedings.
آنها یک حجاب تاریکی را بر روند کار انداختند.
she veiled her face.
او صورت خود را پوشاند.
She made a lot of thinly veiled accusations.
او اتهامات زیادی را به صورت پنهان مطرح کرد.
a veil of smoke which she fanned away with a jewelled hand.
حجاب دود که او با دست آراسته به جواهر آن را دور کرد.
It is kinder to draw a veil over some of his later films.
کشیدن پردهای از برخی از فیلمهای بعدی او مهربانانهتر است.
The suspect ,the veil makson Lovelle Mixon was on parole for assault with a thought ,was deadly weaponed.
مشتبه به ، حجاب ماکسون لوول میکسون به اتهام ضرب و شتم با فکر ، سلاح کشنده بود.
She veiled her face before she went out.
او قبل از بیرون رفتن صورت خود را پوشاند.
The veil she was wearing obscured her features.
حجاب پوشیده شده توسط او، ویژگی های چهره اش را پنهان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید