briefness

[ایالات متحده]/briːfnis/
[بریتانیا]/brɪfnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت مختصر بودن؛ کوتاهی در مدت یا وسعت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

briefness value

ارزش اختصار

value briefness

ارزش اختصار

briefness matters

اختصار مهم است

emphasize briefness

تاکید بر اختصار

concise briefness

اختصار مفید

briefness impact

تاثیر اختصار

seek briefness

به دنبال اختصار باشید

جملات نمونه

the briefness of his speech impressed everyone.

کوتاهی سخنرانی او همه را تحت تاثیر قرار داد.

we appreciate the briefness of the report.

ما از کوتاهی گزارش قدردانی می کنیم.

her briefness in communication saves time.

کوتاهی او در ارتباطات باعث صرفه جویی در زمان می شود.

the briefness of the meeting was a relief.

کوتاهی جلسه یک تسکین بود.

he valued the briefness of the instructions.

او ارزش کوتاهی دستورالعمل ها را ارزیابی کرد.

in writing, briefness can enhance clarity.

در نوشتن، کوتاهی می تواند وضوح را افزایش دهد.

she admired the briefness of the novel.

او به کوتاهی رمان علاقه مند بود.

the briefness of the presentation kept the audience engaged.

کوتاهی ارائه مخاطبان را درگیر نگه داشت.

he preferred briefness over lengthy explanations.

او ترجیح می داد به جای توضیحات طولانی، کوتاهی را انتخاب کند.

the briefness of the email conveyed urgency.

کوتاهی ایمیل حس فوریت را منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید