briefss

[ایالات متحده]/briːfs/
[بریتانیا]/breefs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "brief"؛ نوعی لباس زیر که شامل مثلثی از پارچه است که اندام تناسلی و نشیمنگاه را پوشش می‌دهد؛ خلاصه یا طرحی از اطلاعات
v. خلاصه کردن چیزی به طور مختصر؛ تهیه یک خلاصه از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

client briefs

خلاصه های مشتری

legal briefs

خلاصه های قانونی

court briefs

خلاصه های دادگاه

briefs for

خلاصه ها برای

marketing briefs

خلاصه های بازاریابی

project briefs

خلاصه های پروژه

design briefs

خلاصه های طراحی

meeting briefs

خلاصه های جلسه

business briefs

خلاصه های تجاری

جملات نمونه

he wore black briefs under his suit.

او شلوارک‌های سیاه زیر کت خود پوشید.

she prefers cotton briefs for comfort.

او به دلیل راحتی، شلوارک‌های نخی را ترجیح می‌دهد.

the briefs provided a summary of the project.

خلاصه پروژه در گزارش‌ها ارائه شد.

we need to discuss the briefs for the marketing campaign.

ما باید در مورد گزارش‌های مربوط به کمپین بازاریابی صحبت کنیم.

he packed several pairs of briefs for the trip.

او چندین جفت شلوارک برای سفر بست.

the lawyer submitted the briefs to the court.

وکیل مدارک را به دادگاه ارائه داد.

she bought a new set of colorful briefs.

او یک مجموعه جدید شلوارک‌های رنگارنگ خرید.

the company issued briefs to keep employees informed.

شرکت گزارش‌هایی منتشر کرد تا کارکنان را در جریان قرار دهد.

he prefers boxers over briefs for everyday wear.

او شلوارهای مردانه را به شلوارک‌ها برای پوشیدن روزمره ترجیح می‌دهد.

the briefs outlined the key points of the meeting.

گزارش نکات کلیدی جلسه را شرح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید