brintons

[ایالات متحده]/ˈbrɪntən/
[بریتانیا]/ˈbrɪnˌtən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام یک شخص، به طور خاص اشاره به دانیل گاریسون برینتون (۱۸۳۷-۱۸۹۹)، یک انسان‌شناس آمریکایی که اولین کسی بود که تلاش کرد یک طبقه‌بندی سیستماتیک از زبان‌های بومی آمریکایی انجام دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

brinton sound

صدای برینتون

brinton system

سیستم برینتون

brinton name

نام برینتون

brinton color

رنگ برینتون

brinton music

موسیقی برینتون

brinton code

کد برینتون

brinton design

طراحی برینتون

brinton image

تصویر برینتون

brinton model

مدل برینتون

brinton artist

هنرمند برینتون

جملات نمونه

brinton is known for his innovative ideas.

برینتون به خاطر ایده‌های نوآورانه خود شناخته شده است.

the brinton family has lived in this town for generations.

خانواده برینتون نسل‌هاست که در این شهر زندگی کرده است.

she attended the brinton conference last year.

او سال گذشته در کنفرانس برینتون شرکت کرد.

brinton's research focuses on environmental science.

تحقیقات برینتون بر روی علوم محیطی متمرکز است.

many students admire brinton for his dedication.

بسیاری از دانش آموزان او را به خاطر تعهدش تحسین می کنند.

brinton recently published a book on leadership.

برینتون اخیراً کتابی در مورد رهبری منتشر کرد.

everyone appreciates brinton's sense of humor.

همه از حس شوخ طبعی برینتون قدردانی می کنند.

brinton often volunteers at local charities.

برینتون اغلب به خیریه‌های محلی کمک می‌کند.

the brinton project aims to improve community health.

پروژه برینتون با هدف بهبود سلامت جامعه است.

brinton's artwork is displayed in several galleries.

هنر برینتون در چندین گالری به نمایش گذاشته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید