broadenings

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گسترش یا وسیع‌تر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

broadening horizons

گسترش افق‌ها

doppler broadening

گسترش دوپلر

جملات نمونه

Traveling with the bands was a broadening experience for the musicians, who were usually self- taught.

سفر با گروه‌ها یک تجربه گسترش دهنده برای نوازندگان بود که معمولاً خودآموز بودند.

Broadening your horizons can lead to new opportunities.

گسترش افق‌های شما می‌تواند منجر به فرصت‌های جدیدی شود.

She is broadening her knowledge by taking online courses.

او با گذراندن دوره‌های آنلاین، دانش خود را گسترش می‌دهد.

Traveling is a great way of broadening your cultural awareness.

سفر کردن راهی عالی برای گسترش آگاهی فرهنگی شماست.

Reading different genres of books is essential for broadening your understanding.

خواندن ژانرهای مختلف کتاب برای گسترش درک شما ضروری است.

Broadening your skill set can make you more competitive in the job market.

گسترش مجموعه مهارت‌های شما می‌تواند شما را در بازار کار رقابتی‌تر کند.

Learning a new language is a way of broadening your communication abilities.

یادگیری یک زبان جدید راهی برای گسترش توانایی‌های ارتباطی شماست.

Volunteering in different communities is effective in broadening your perspective.

داوطلب شدن در جوامع مختلف راهی مؤثر برای گسترش دیدگاه شماست.

Listening to diverse viewpoints is important for broadening your understanding of the world.

گوش دادن به دیدگاه‌های متنوع برای گسترش درک شما از جهان مهم است.

Participating in cultural exchange programs is a great way of broadening your cultural experiences.

شرکت در برنامه‌های تبادل فرهنگی راهی عالی برای گسترش تجربیات فرهنگی شماست.

Broadening your network can open up new possibilities for collaboration.

گسترش شبکه ارتباطی شما می‌تواند امکانات جدیدی را برای همکاری فراهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید