bromeliad

[ایالات متحده]/brəˈmeɪliæd/
[بریتانیا]/brəˈmɛliˌæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی گرمسیری با برگ‌های خاردار و گل‌های رنگارنگ که به خانواده بروملیاد تعلق دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

bromeliad plant

گیاه برملیاد

air bromeliad

برملیاد هوایی

bromeliad flower

گل برملیاد

bromeliad care

مراقبت از برملیاد

bromeliad species

گونه‌های برملیاد

pink bromeliad

برملیاد صورتی

bromeliad bloom

شکوفه برملیاد

red bromeliad

برملیاد قرمز

bromeliad leaves

برگ‌های برملیاد

bromeliad pot

گلدان برملیاد

جملات نمونه

bromeliads are popular houseplants due to their unique appearance.

بروملیادها به دلیل ظاهر منحصر به فردشان، گیاهان خانگی محبوبی هستند.

many bromeliads thrive in tropical climates.

بسیاری از بروملیادها در آب و هوای گرمسیری رشد می کنند.

some bromeliads can store water in their leaves.

برخی از بروملیادها می توانند آب را در برگ های خود ذخیره کنند.

in nature, bromeliads often grow on trees.

در طبیعت، بروملیادها اغلب روی درختان رشد می کنند.

bromeliads come in various colors and sizes.

بروملیادها در رنگ ها و اندازه های مختلف وجود دارند.

gardeners love to incorporate bromeliads into their landscape designs.

باغبانان عاشق استفاده از بروملیادها در طرح های منظره خود هستند.

some species of bromeliads are epiphytes.

برخی از گونه های بروملیادها اپی فیت هستند.

bromeliads require minimal maintenance compared to other plants.

بروملیادها در مقایسه با سایر گیاهان به حداقل مراقبت نیاز دارند.

collecting bromeliads can be a rewarding hobby.

جمع آوری بروملیادها می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

bromeliads can attract hummingbirds to your garden.

بروملیادها می توانند پروانه ها را به باغ شما جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید