bronchi

[ایالات متحده]/ˈbrɒŋkaɪ/
[بریتانیا]/ˈbrɑːŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجاری در ریه‌ها که هوا را به آلوئول‌ها و از آن‌ها منتقل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bronchi infection

عفونت برونش‌ها

inflamed bronchi

برونش‌های ملتهب

bronchi dilation

اتساع برونش‌ها

clear bronchi

برونش‌های پاک

bronchi damage

آسیب به برونش‌ها

blocked bronchi

برونش‌های مسدود شده

bronchi tubes

لوله‌های برونشی

bronchi health

سلامتی برونش‌ها

study bronchi

مطالعه برونش‌ها

observe bronchi

مشاهده برونش‌ها

جملات نمونه

the bronchi are the main passageways into the lungs.

برونش‌ها راه‌های اصلی ورود به ریه‌ها هستند.

inflammation of the bronchi can lead to bronchitis.

التهاب برونش‌ها می‌تواند منجر به برونشیت شود.

smoking can damage the bronchi and lungs.

دود کردن می‌تواند به برونش‌ها و ریه‌ها آسیب برساند.

bronchi are lined with cilia to help clear mucus.

برونش‌ها با غده‌های مویی پوشیده شده‌اند تا به پاک کردن مخاط کمک کنند.

asthma affects the bronchi and makes breathing difficult.

آسم برونش‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تنفس را دشوار می‌کند.

during an infection, the bronchi may become swollen.

در طول عفونت، برونش‌ها ممکن است متورم شوند.

doctors examine the bronchi to diagnose respiratory issues.

پزشکان برونش‌ها را برای تشخیص مشکلات تنفسی بررسی می‌کنند.

bronchi branch off from the trachea into the lungs.

برونش‌ها از نای به ریه‌ها منشعب می‌شوند.

bronchi can be affected by environmental pollutants.

برونش‌ها می‌توانند تحت تأثیر آلاینده‌های محیطی قرار گیرند.

healthy bronchi are essential for effective breathing.

برونش‌های سالم برای تنفس مؤثر ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید