bronchoscope examination
معاینه برونچو اسکوپی
use bronchoscope
استفاده از برونچو اسکوپ
bronchoscope view
نمای برونچو اسکوپ
insert bronchoscope
وارد کردن برونچو اسکوپ
bronchoscope biopsy
بیوپسی برونچو اسکوپی
bronchoscope image
تصویر برونچو اسکوپی
fiber bronchoscope
برونچو اسکوپ فیبری
flexible bronchoscope
برونچو اسکوپ انعطاف پذیر
rigid bronchoscope
برونچو اسکوپ سخت
the doctor used a bronchoscope to examine the patient's lungs.
پزشک از برونکوسکوپ برای معاینه ریه های بیمار استفاده کرد.
during the procedure, the bronchoscope provided clear images of the airways.
در طول این روش، برونکوسکوپ تصاویر واضحی از مجاری هوایی ارائه داد.
she felt nervous about having a bronchoscope inserted.
او در مورد قرار دادن برونکوسکوپ مضطرب بود.
the bronchoscope is an essential tool for diagnosing respiratory diseases.
برونکوسکوپ یک ابزار ضروری برای تشخیص بیماری های تنفسی است.
after the bronchoscope examination, the doctor discussed the results with the patient.
پس از معاینه برونکوسکوپ، پزشک نتایج را با بیمار در میان گذاشت.
they used the bronchoscope to collect tissue samples for biopsy.
آنها از برونکوسکوپ برای جمع آوری نمونه های بافت برای بیوپسی استفاده کردند.
understanding how to operate a bronchoscope is crucial for pulmonologists.
درک نحوه کار با برونکوسکوپ برای متخصصین ریه بسیار مهم است.
the patient was sedated before the bronchoscope procedure.
قبل از انجام روش برونکوسکوپ، بیمار آرام داده شد.
complications from bronchoscope procedures are rare but can occur.
عوارض ناشی از روش های برونکوسکوپ نادر است اما ممکن است رخ دهد.
training on bronchoscope techniques is provided in medical schools.
آموزش در مورد تکنیک های برونکوسکوپ در مدارس پزشکی ارائه می شود.
bronchoscope examination
معاینه برونچو اسکوپی
use bronchoscope
استفاده از برونچو اسکوپ
bronchoscope view
نمای برونچو اسکوپ
insert bronchoscope
وارد کردن برونچو اسکوپ
bronchoscope biopsy
بیوپسی برونچو اسکوپی
bronchoscope image
تصویر برونچو اسکوپی
fiber bronchoscope
برونچو اسکوپ فیبری
flexible bronchoscope
برونچو اسکوپ انعطاف پذیر
rigid bronchoscope
برونچو اسکوپ سخت
the doctor used a bronchoscope to examine the patient's lungs.
پزشک از برونکوسکوپ برای معاینه ریه های بیمار استفاده کرد.
during the procedure, the bronchoscope provided clear images of the airways.
در طول این روش، برونکوسکوپ تصاویر واضحی از مجاری هوایی ارائه داد.
she felt nervous about having a bronchoscope inserted.
او در مورد قرار دادن برونکوسکوپ مضطرب بود.
the bronchoscope is an essential tool for diagnosing respiratory diseases.
برونکوسکوپ یک ابزار ضروری برای تشخیص بیماری های تنفسی است.
after the bronchoscope examination, the doctor discussed the results with the patient.
پس از معاینه برونکوسکوپ، پزشک نتایج را با بیمار در میان گذاشت.
they used the bronchoscope to collect tissue samples for biopsy.
آنها از برونکوسکوپ برای جمع آوری نمونه های بافت برای بیوپسی استفاده کردند.
understanding how to operate a bronchoscope is crucial for pulmonologists.
درک نحوه کار با برونکوسکوپ برای متخصصین ریه بسیار مهم است.
the patient was sedated before the bronchoscope procedure.
قبل از انجام روش برونکوسکوپ، بیمار آرام داده شد.
complications from bronchoscope procedures are rare but can occur.
عوارض ناشی از روش های برونکوسکوپ نادر است اما ممکن است رخ دهد.
training on bronchoscope techniques is provided in medical schools.
آموزش در مورد تکنیک های برونکوسکوپ در مدارس پزشکی ارائه می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید