wild broncs
اسبهای وحشی
broncs racing
اسبها در حال مسابقه
break broncs
شکستن اسبها
tame broncs
اسبهای رام
broncs running
اسبها در حال دویدن
herd broncs
گله اسبها
ride broncs
سوار شدن بر اسبها
broncs buck
اسبها در حال پرش
train broncs
آموزش اسبها
the broncs at the rodeo were incredibly wild.
اسبهای شاخدار در مسابقه رودئو فوق العاده وحشی بودند.
he spent years training broncs for competition.
او سالها برای مسابقه، اسبهای شاخدار را آموزش داد.
riders need to be skilled to handle broncs.
برای رام کردن اسبهای شاخدار، سوارکاران باید ماهر باشند.
broncs can be unpredictable during a ride.
اسبهای شاخدار در حین سواری میتوانند غیرقابل پیشبینی باشند.
she watched the broncs bucking in the field.
او اسبهای شاخدار را که در مزرعه میپریدند، تماشا کرد.
the cowboy was thrown off by a particularly stubborn bronc.
کاوگ boy توسط یک اسب شاخدار به خصوص سرسخت به زمین افتاد.
training broncs requires patience and skill.
آموزش اسبهای شاخدار نیاز به صبر و مهارت دارد.
they organized a bronc riding competition this weekend.
آنها این آخر هفته یک مسابقه سوارکاری اسب شاخدار برگزار کردند.
broncs are often featured in western shows.
اسبهای شاخدار اغلب در برنامههای غربی به تصویر کشیده میشوند.
he has a reputation for taming the toughest broncs.
او به رام کردن سختترین اسبهای شاخدار شهرت دارد.
wild broncs
اسبهای وحشی
broncs racing
اسبها در حال مسابقه
break broncs
شکستن اسبها
tame broncs
اسبهای رام
broncs running
اسبها در حال دویدن
herd broncs
گله اسبها
ride broncs
سوار شدن بر اسبها
broncs buck
اسبها در حال پرش
train broncs
آموزش اسبها
the broncs at the rodeo were incredibly wild.
اسبهای شاخدار در مسابقه رودئو فوق العاده وحشی بودند.
he spent years training broncs for competition.
او سالها برای مسابقه، اسبهای شاخدار را آموزش داد.
riders need to be skilled to handle broncs.
برای رام کردن اسبهای شاخدار، سوارکاران باید ماهر باشند.
broncs can be unpredictable during a ride.
اسبهای شاخدار در حین سواری میتوانند غیرقابل پیشبینی باشند.
she watched the broncs bucking in the field.
او اسبهای شاخدار را که در مزرعه میپریدند، تماشا کرد.
the cowboy was thrown off by a particularly stubborn bronc.
کاوگ boy توسط یک اسب شاخدار به خصوص سرسخت به زمین افتاد.
training broncs requires patience and skill.
آموزش اسبهای شاخدار نیاز به صبر و مهارت دارد.
they organized a bronc riding competition this weekend.
آنها این آخر هفته یک مسابقه سوارکاری اسب شاخدار برگزار کردند.
broncs are often featured in western shows.
اسبهای شاخدار اغلب در برنامههای غربی به تصویر کشیده میشوند.
he has a reputation for taming the toughest broncs.
او به رام کردن سختترین اسبهای شاخدار شهرت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید