broncs

[ایالات متحده]/brɒŋks/
[بریتانیا]/brɔŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب‌های بدون شکست، به ویژه وحشی‌ها؛ تیمی از کابوی‌ها که در رده‌ئوها برانکوها را سوار می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

wild broncs

اسب‌های وحشی

broncs racing

اسب‌ها در حال مسابقه

break broncs

شکستن اسب‌ها

tame broncs

اسب‌های رام

broncs running

اسب‌ها در حال دویدن

herd broncs

گله اسب‌ها

ride broncs

سوار شدن بر اسب‌ها

broncs buck

اسب‌ها در حال پرش

train broncs

آموزش اسب‌ها

جملات نمونه

the broncs at the rodeo were incredibly wild.

اسب‌های شاخدار در مسابقه رودئو فوق العاده وحشی بودند.

he spent years training broncs for competition.

او سال‌ها برای مسابقه، اسب‌های شاخدار را آموزش داد.

riders need to be skilled to handle broncs.

برای رام کردن اسب‌های شاخدار، سوارکاران باید ماهر باشند.

broncs can be unpredictable during a ride.

اسب‌های شاخدار در حین سواری می‌توانند غیرقابل پیش‌بینی باشند.

she watched the broncs bucking in the field.

او اسب‌های شاخدار را که در مزرعه می‌پریدند، تماشا کرد.

the cowboy was thrown off by a particularly stubborn bronc.

کاوگ boy توسط یک اسب شاخدار به خصوص سرسخت به زمین افتاد.

training broncs requires patience and skill.

آموزش اسب‌های شاخدار نیاز به صبر و مهارت دارد.

they organized a bronc riding competition this weekend.

آنها این آخر هفته یک مسابقه سوارکاری اسب شاخدار برگزار کردند.

broncs are often featured in western shows.

اسب‌های شاخدار اغلب در برنامه‌های غربی به تصویر کشیده می‌شوند.

he has a reputation for taming the toughest broncs.

او به رام کردن سخت‌ترین اسب‌های شاخدار شهرت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید