brownies

[ایالات متحده]/ˈbraʊniːz/
[بریتانیا]/ˈbraʊnɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربع‌های شکلاتی یا کیک‌ها، که اغلب نرم و چسبناک هستند؛ لکه‌ها یا نقاط قهوه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

delicious brownies

براونی‌های خوشمزه

chocolate brownies

براونی‌های شکلاتی

homemade brownies

براونی‌های خانگی

fudgy brownies

براونی‌های نرم و غنی

brownies recipe

دستورالعمل براونی

brownies mix

مخلوط براونی

brownies bites

بایت‌های براونی

brownies dessert

دسر براونی

brownies toppings

تاپینگ‌های براونی

warm brownies

براونی‌های گرم

جملات نمونه

she baked a batch of delicious brownies.

او یک دسته براونی خوشمزه پخت.

brownies are my favorite dessert.

براونی مورد علاقه من است.

he topped the brownies with a sprinkle of nuts.

او براونی ها را با مقدار کمی آجیل تزئین کرد.

we enjoyed brownies with ice cream.

ما از خوردن براونی با بستنی لذت بردیم.

brownies can be made with different types of chocolate.

براونی را می توان با انواع مختلف شکلات درست کرد.

he prefers fudgy brownies over cakey ones.

او براونی های نرم و غلیظ را به براونی های کیکی ترجیح می دهد.

they served brownies at the birthday party.

آنها براونی را در مهمانی تولد سرو کردند.

brownies are perfect for sharing with friends.

براونی برای به اشتراک گذاشتن با دوستان عالی است.

she decorated the brownies with colorful sprinkles.

او براونی ها را با طرح های رنگارنگ تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید