brummy

[ایالات متحده]/ˈbrʌmi/
[بریتانیا]/ˈbrʌm.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از بیرمنگام، انگلستان
adj. از یا مربوط به بیرمنگام؛ ارزان و با کیفیت پایین
Word Forms
جمعbrummies

عبارات و ترکیب‌ها

brummy accent

لهجه برمنگامی

brummy slang

صطلاحات برمنگامی

brummy culture

فرهنگ برمنگامی

brummy food

غذاهای برمنگامی

brummy pride

افتخار برمنگامی

brummy humor

طنز برمنگامی

brummy community

جامعه برمنگامی

brummy traditions

آد و رسوم برمنگامی

brummy spirit

روحیه برمنگامی

brummy music

موسیقی برمنگامی

جملات نمونه

he's got a strong brummy accent.

او لهجه برومی قوی دارد.

i met a brummy girl at the festival.

من یک دختر برومی را در جشنواره ملاقات کردم.

brummy food is known for its unique flavors.

غذاهای برومی به خاطر طعم های منحصر به فردشان معروف هستند.

he always jokes about being a brummy.

او همیشه درباره برومی بودن شوخی می‌کند.

they have a vibrant brummy culture.

آنها یک فرهنگ برومی پر جنب و جوش دارند.

brummy pubs are popular among locals.

پاب‌های برومی در بین مردم محلی محبوب هستند.

she loves the brummy music scene.

او عاشق صحنه موسیقی برومی است.

brummy humor is quite distinctive.

طنز برومی بسیار متمایز است.

he's proud to be a brummy.

او به خاطر برومی بودن افتخار می‌کند.

the brummy dialect has many unique phrases.

لهجه برومی عبارات منحصر به فرد زیادی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید