brushwoods

[ایالات متحده]/brʌʃwʊdz/
[بریتانیا]/braSHwoodz/

ترجمه

n. یک رشد متراکم از بوته‌ها یا درختان کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

brushwoods area

منطقه درختچه‌ها

thick brushwoods

درختچه‌های متراکم

brushwoods clearing

مراتع درختچه‌ها

dense brushwoods

درختچه‌های متراکم

brushwoods path

مسیر درختچه‌ها

brushwoods edge

لبه درختچه‌ها

brushwoods habitat

زیستگاه درختچه‌ها

brushwoods fire

آتش‌سوزی در درختچه‌ها

brushwoods growth

رشد درختچه‌ها

brushwoods landscape

مناظر درختچه‌ها

جملات نمونه

the deer hid among the brushwoods.

گوزن در میان بوته‌ها پنهان شد.

we walked through the thick brushwoods.

ما از میان بوته‌های انبوه عبور کردیم.

birds often nest in the brushwoods.

پرندگان اغلب در بوته‌ها لانه می‌سازند.

the brushwoods provided shelter for small animals.

بوته‌ها سرپناهی برای حیوانات کوچک فراهم می‌کرد.

he cleared a path through the brushwoods.

او مسیری را از میان بوته‌ها باز کرد.

brushwoods can be a great place for camping.

بوته‌ها می‌توانند مکان خوبی برای کمپینگ باشند.

we spotted a fox darting through the brushwoods.

ما یک روباه را که از میان بوته‌ها می‌گذشت، دیدیم.

the brushwoods were alive with the sound of chirping insects.

بوته‌ها مملو از صدای حشرات جیک جیک‌کننده بودند.

they collected firewood from the nearby brushwoods.

آنها هیزم را از بوته‌های نزدیک جمع کردند.

brushwoods can be dense and difficult to navigate.

بوته‌ها می‌توانند متراکم و عبور از آنها دشوار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید