brushwoods area
منطقه درختچهها
thick brushwoods
درختچههای متراکم
brushwoods clearing
مراتع درختچهها
dense brushwoods
درختچههای متراکم
brushwoods path
مسیر درختچهها
brushwoods edge
لبه درختچهها
brushwoods habitat
زیستگاه درختچهها
brushwoods fire
آتشسوزی در درختچهها
brushwoods growth
رشد درختچهها
brushwoods landscape
مناظر درختچهها
the deer hid among the brushwoods.
گوزن در میان بوتهها پنهان شد.
we walked through the thick brushwoods.
ما از میان بوتههای انبوه عبور کردیم.
birds often nest in the brushwoods.
پرندگان اغلب در بوتهها لانه میسازند.
the brushwoods provided shelter for small animals.
بوتهها سرپناهی برای حیوانات کوچک فراهم میکرد.
he cleared a path through the brushwoods.
او مسیری را از میان بوتهها باز کرد.
brushwoods can be a great place for camping.
بوتهها میتوانند مکان خوبی برای کمپینگ باشند.
we spotted a fox darting through the brushwoods.
ما یک روباه را که از میان بوتهها میگذشت، دیدیم.
the brushwoods were alive with the sound of chirping insects.
بوتهها مملو از صدای حشرات جیک جیککننده بودند.
they collected firewood from the nearby brushwoods.
آنها هیزم را از بوتههای نزدیک جمع کردند.
brushwoods can be dense and difficult to navigate.
بوتهها میتوانند متراکم و عبور از آنها دشوار باشند.
brushwoods area
منطقه درختچهها
thick brushwoods
درختچههای متراکم
brushwoods clearing
مراتع درختچهها
dense brushwoods
درختچههای متراکم
brushwoods path
مسیر درختچهها
brushwoods edge
لبه درختچهها
brushwoods habitat
زیستگاه درختچهها
brushwoods fire
آتشسوزی در درختچهها
brushwoods growth
رشد درختچهها
brushwoods landscape
مناظر درختچهها
the deer hid among the brushwoods.
گوزن در میان بوتهها پنهان شد.
we walked through the thick brushwoods.
ما از میان بوتههای انبوه عبور کردیم.
birds often nest in the brushwoods.
پرندگان اغلب در بوتهها لانه میسازند.
the brushwoods provided shelter for small animals.
بوتهها سرپناهی برای حیوانات کوچک فراهم میکرد.
he cleared a path through the brushwoods.
او مسیری را از میان بوتهها باز کرد.
brushwoods can be a great place for camping.
بوتهها میتوانند مکان خوبی برای کمپینگ باشند.
we spotted a fox darting through the brushwoods.
ما یک روباه را که از میان بوتهها میگذشت، دیدیم.
the brushwoods were alive with the sound of chirping insects.
بوتهها مملو از صدای حشرات جیک جیککننده بودند.
they collected firewood from the nearby brushwoods.
آنها هیزم را از بوتههای نزدیک جمع کردند.
brushwoods can be dense and difficult to navigate.
بوتهها میتوانند متراکم و عبور از آنها دشوار باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید