a patchwork of open fields interspersed with copses of pine.
تکهای از زمینهای باز که با بوتههای کاج متناوب شدهاند.
The copse of trees provided a shady spot for a picnic.
بوته درختان مکانی سایهدار برای پیکنیک فراهم کرد.
Birds chirped happily in the copse.
پرندگان با خوشحالی در بوته آواز میخواندند.
The copse was home to a variety of wildlife.
بوته زیستگاه انواع حیات وحش بود.
We took a leisurely stroll through the copse.
ما به آرامی در بوته قدم زدیم.
The copse rustled in the gentle breeze.
بوته در نسیم ملایم خشخش میکرد.
A small stream ran through the copse.
یک جریان کوچک از آب از میان بوته عبور میکرد.
The copse was a peaceful retreat from the city.
بوته یک پناهگاه آرام از شهر بود.
Children loved to play hide-and-seek in the copse.
بچهها عاشق بازی گشت و پیدا در بوته بودند.
The copse was filled with the scent of wildflowers.
بوته مملو از عطر گلهای وحشی بود.
Hikers often rested in the copse during their treks.
گردشگران اغلب در حین سفر خود در بوته استراحت میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید