bucking the trend
مقابل روند
bucking bronco
اسب وحشی
bucking the system
مقابل سیستم
bucking the odds
مقابل احتمالات
buck up
دلگرم شدن
buck the trend
مقابله با روند
fast buck
پول سریع
bucking for a promotion.
درخواست ارتقا.
don't try bucking the system.
سعی نکنید با سیستم مقابله کنید.
The cowboy was bucking broncos at the rodeo.
کاوگ boy در حال سوارکاری بر روی اسبهای وحشی در مسابقه رودئو بود.
The horse was bucking wildly, trying to throw off its rider.
اسب به شدت به هوا میپرد و سعی میکند سوارکار خود را به زمین بیاندازد.
He was bucking the trend by starting his own business.
او با شروع کسب و کار خود، روند را زیر پا گذاشت.
The company was bucking the economic downturn with innovative strategies.
شرکت با استفاده از استراتژیهای نوآورانه، رکود اقتصادی را شکست داد.
She was bucking for a promotion by taking on extra projects.
او با قبول پروژههای اضافی برای ارتقا تلاش میکرد.
The rebellious teenager was always bucking authority.
نوجوان سرکش همیشه با قدرت مخالفت میکرد.
The team was bucking the odds and winning against all predictions.
تیم با وجود تمام پیشبینیها، شانسها را پشت سر گذاشت و پیروز شد.
The politician was bucking the system by advocating for radical change.
سیاستمدار با حمایت از تغییرات رادیکال، سیستم را به چالش کشید.
The student was bucking the traditional curriculum by pursuing independent research.
دانشجو با انجام تحقیقات مستقل، برنامه درسی سنتی را به چالش کشید.
The chef was bucking tradition by experimenting with fusion cuisine.
آشپز با آزمایش غذاهای تلفیقی، سنت را زیر پا گذاشت.
bucking the trend
مقابل روند
bucking bronco
اسب وحشی
bucking the system
مقابل سیستم
bucking the odds
مقابل احتمالات
buck up
دلگرم شدن
buck the trend
مقابله با روند
fast buck
پول سریع
bucking for a promotion.
درخواست ارتقا.
don't try bucking the system.
سعی نکنید با سیستم مقابله کنید.
The cowboy was bucking broncos at the rodeo.
کاوگ boy در حال سوارکاری بر روی اسبهای وحشی در مسابقه رودئو بود.
The horse was bucking wildly, trying to throw off its rider.
اسب به شدت به هوا میپرد و سعی میکند سوارکار خود را به زمین بیاندازد.
He was bucking the trend by starting his own business.
او با شروع کسب و کار خود، روند را زیر پا گذاشت.
The company was bucking the economic downturn with innovative strategies.
شرکت با استفاده از استراتژیهای نوآورانه، رکود اقتصادی را شکست داد.
She was bucking for a promotion by taking on extra projects.
او با قبول پروژههای اضافی برای ارتقا تلاش میکرد.
The rebellious teenager was always bucking authority.
نوجوان سرکش همیشه با قدرت مخالفت میکرد.
The team was bucking the odds and winning against all predictions.
تیم با وجود تمام پیشبینیها، شانسها را پشت سر گذاشت و پیروز شد.
The politician was bucking the system by advocating for radical change.
سیاستمدار با حمایت از تغییرات رادیکال، سیستم را به چالش کشید.
The student was bucking the traditional curriculum by pursuing independent research.
دانشجو با انجام تحقیقات مستقل، برنامه درسی سنتی را به چالش کشید.
The chef was bucking tradition by experimenting with fusion cuisine.
آشپز با آزمایش غذاهای تلفیقی، سنت را زیر پا گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید