bucking

[ایالات متحده]/bʌkiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیساندن
v. به طور ناگهانی کمر را قوس دادن و پریدن؛ مقاومت کردن یا به چالش کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

bucking the trend

مقابل روند

bucking bronco

اسب وحشی

bucking the system

مقابل سیستم

bucking the odds

مقابل احتمالات

buck up

دلگرم شدن

buck the trend

مقابله با روند

fast buck

پول سریع

جملات نمونه

bucking for a promotion.

درخواست ارتقا.

don't try bucking the system.

سعی نکنید با سیستم مقابله کنید.

The cowboy was bucking broncos at the rodeo.

کاوگ boy در حال سوارکاری بر روی اسب‌های وحشی در مسابقه رودئو بود.

The horse was bucking wildly, trying to throw off its rider.

اسب به شدت به هوا می‌پرد و سعی می‌کند سوارکار خود را به زمین بیاندازد.

He was bucking the trend by starting his own business.

او با شروع کسب و کار خود، روند را زیر پا گذاشت.

The company was bucking the economic downturn with innovative strategies.

شرکت با استفاده از استراتژی‌های نوآورانه، رکود اقتصادی را شکست داد.

She was bucking for a promotion by taking on extra projects.

او با قبول پروژه‌های اضافی برای ارتقا تلاش می‌کرد.

The rebellious teenager was always bucking authority.

نوجوان سرکش همیشه با قدرت مخالفت می‌کرد.

The team was bucking the odds and winning against all predictions.

تیم با وجود تمام پیش‌بینی‌ها، شانس‌ها را پشت سر گذاشت و پیروز شد.

The politician was bucking the system by advocating for radical change.

سیاستمدار با حمایت از تغییرات رادیکال، سیستم را به چالش کشید.

The student was bucking the traditional curriculum by pursuing independent research.

دانشجو با انجام تحقیقات مستقل، برنامه درسی سنتی را به چالش کشید.

The chef was bucking tradition by experimenting with fusion cuisine.

آشپز با آزمایش غذاهای تلفیقی، سنت را زیر پا گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید