bouncing ball
توپ پرتابی
bouncing movement
حرکت پرتابی
bouncing up and down.
پرش بالا و پایین
children bouncing into the room.
کودکان در حال پرش وارد اتاق شدند.
The children were bouncing a ball.
کودکان در حال پرتاب توپ بودند.
Bertha came bouncing into the room.
برتا با خوشحالی وارد اتاق شد.
Emma was happily bouncing up and down on the mattress.
امّا با خوشحالی روی تشک بالا و پایین میپرید.
by the next day she was her usual bouncing, energetic self.
تا روز بعد، او به حالت معمول پرانزوا و پرانرژی خود بازگشت.
A bonny, bouncing baby, Freddie was her heart’s desire and joy.
یک نوزاد سرحال و زیبا، فردی آرزوی قلبی و شادی او بود.
The food on our dining tables have all suddenly come alive and are bouncing vivaciously in front of us!
ناگهان تمام غذایی که روی میز ناهارخوری ما بود زنده شد و با شور و نشاط در مقابل ما میپرید!
Adoption of unique autolocking design for buckling part, and resistance design for bouncing part, enable it to open slowly when opening;
استفاده از طراحی قفل خودکار منحصر به فرد برای قسمت سگک و طراحی مقاوم برای قسمت پرشی، امکان باز شدن آهسته آن را هنگام باز شدن فراهم میکند.
Conjoining believable motion with believable acting is the holy grail of animation, and this duality is demonstrated by animating the bouncing man.
ترکیب حرکتهای باورپذیر با بازیگری باورپذیر، منبع اصلی انیمیشن است و این دوگانگی با انیمیشن مرد پرشکن نشان داده میشود.
Indeed, news are spreading that the world economy is bouncing back, hopefully to pre-crisis levels.
در واقع، خبرها در حال انتشار هستند مبنی بر اینکه اقتصاد جهانی در حال بازگشت است، امیدواریم به سطح قبل از بحران.
منبع: People in the KnowSo, the canopy might be bouncing back.
بنابراین، سقف ممکن است در حال بازگشت باشد.
منبع: Environment and ScienceThese kids will be bouncing off the walls.
این بچه ها از دیوارها بالا می روند.
منبع: NewsweekSo they're really not bouncing back any light.
بنابراین، آنها اصلاً نور را منعکس نمی کنند.
منبع: PBS Fun Science PopularizationThey feature tangled messes of lines of paint bouncing around in every direction on the canvas.
آنها دارای آشفتگی های درهم و برهم خطوط رنگی هستند که در هر جهت روی بوم می پرند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesA couple of months later, she was bouncing around my backyard as happy as can be.
چند ماه بعد، او با خوشحالی در حیاط پشتی من می پرید.
منبع: VOA Standard English_AmericasYou know, documents after this that are still bouncing around — there's — there's no telling.
می دانید، اسناد بعد از این که هنوز در حال گردش هستند - هیچ راهی برای گفتن وجود ندارد.
منبع: The Washington PostJust the latest sign US economy appears to be bouncing back after a long slow winter.
فقط آخرین نشانه ای که نشان می دهد اقتصاد ایالات متحده پس از یک زمستان طولانی و آهسته در حال بازگشت است.
منبع: NPR News April 2014 CollectionSo, I like bouncing ideas off them.
بنابراین، من دوست دارم ایده ها را با آنها در میان بگذارم.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesNext, rolling the ball without bouncing it.
بعد، توپ را بدون اینکه آن را به زمین بکوبید، بغلتانید.
منبع: CNN 10 Student English September 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید