buckramed cover
جلد با روکش باکرم
buckramed book
کتاب با روکش باکرم
buckramed spine
تیغهی کتاب با روکش باکرم
buckramed binding
جلد کتاب با روکش باکرم
buckramed portfolio
پورتفولیو با روکش باکرم
buckramed album
آلبوم با روکش باکرم
buckramed folder
پوشهی با روکش باکرم
buckramed journal
ژورنال با روکش باکرم
buckramed notebook
دفترچه با روکش باکرم
buckramed case
جلد با روکش باکرم
the book was buckramed to ensure its durability.
کتاب برای اطمینان از دوام آن، جلدبندی شد.
she chose a buckramed cover for her thesis.
او برای پایاننامه خود یک جلدبندی انتخاب کرد.
his collection includes several buckramed editions of classic novels.
مجموعه او شامل چندین نسخه جلدبندیشده از رمانهای کلاسیک است.
the library has a section for buckramed reference books.
کتابخانه بخشی برای کتابهای مرجع جلدبندیشده دارد.
we need to order more buckramed binders for the office.
ما باید بیشتر صحافی برای دفتر سفارش دهیم.
her portfolio was neatly organized in a buckramed folder.
پورتفولیو او به طور مرتب در یک پوشه جلدبندیشده سازماندهی شده بود.
the presentation materials were printed on buckramed sheets.
مواد ارائه روی کاغذهای جلدبندیشده چاپ شد.
he prefers buckramed books for their aesthetic appeal.
او کتابهای جلدبندیشده را به دلیل جذابیت زیباییشناختی خود ترجیح میدهد.
the buckramed journal will last for years.
مجله جلدبندیشده سالها دوام خواهد آورد.
they decided to buckramed their family photo album.
آنها تصمیم گرفتند آلبوم عکس خانوادگی خود را جلدبندی کنند.
buckramed cover
جلد با روکش باکرم
buckramed book
کتاب با روکش باکرم
buckramed spine
تیغهی کتاب با روکش باکرم
buckramed binding
جلد کتاب با روکش باکرم
buckramed portfolio
پورتفولیو با روکش باکرم
buckramed album
آلبوم با روکش باکرم
buckramed folder
پوشهی با روکش باکرم
buckramed journal
ژورنال با روکش باکرم
buckramed notebook
دفترچه با روکش باکرم
buckramed case
جلد با روکش باکرم
the book was buckramed to ensure its durability.
کتاب برای اطمینان از دوام آن، جلدبندی شد.
she chose a buckramed cover for her thesis.
او برای پایاننامه خود یک جلدبندی انتخاب کرد.
his collection includes several buckramed editions of classic novels.
مجموعه او شامل چندین نسخه جلدبندیشده از رمانهای کلاسیک است.
the library has a section for buckramed reference books.
کتابخانه بخشی برای کتابهای مرجع جلدبندیشده دارد.
we need to order more buckramed binders for the office.
ما باید بیشتر صحافی برای دفتر سفارش دهیم.
her portfolio was neatly organized in a buckramed folder.
پورتفولیو او به طور مرتب در یک پوشه جلدبندیشده سازماندهی شده بود.
the presentation materials were printed on buckramed sheets.
مواد ارائه روی کاغذهای جلدبندیشده چاپ شد.
he prefers buckramed books for their aesthetic appeal.
او کتابهای جلدبندیشده را به دلیل جذابیت زیباییشناختی خود ترجیح میدهد.
the buckramed journal will last for years.
مجله جلدبندیشده سالها دوام خواهد آورد.
they decided to buckramed their family photo album.
آنها تصمیم گرفتند آلبوم عکس خانوادگی خود را جلدبندی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید