buffaloe

[ایالات متحده]/ˈbʌfələʊ/
[بریتانیا]/ˈbʌfəloʊ/

ترجمه

v. گیج کردن یا ترساندن کسی
n. یک حیوان گاوی بزرگ، به ویژه گاو آبی یا گاو گریوالی.
شکل‌های واژه
جمعbuffaloes

جملات نمونه

the great bison, often called a buffaloe, roams the grasslands.

بیسون بزرگ، که اغلب به عنوان یک بوفالو شناخته می‌شود، در مراتع گشت می‌زند.

hunters tracked the massive buffaloe through the deep snow.

گردشگران از طریق برف‌های زیاد، بوفالوی بزرگ را دنبال می‌کردند.

a herd of buffaloe thundered across the open plain.

گله‌ای از بوفالو‌ها با سرعت از دشت باز و گسترده عبور کردند.

native americans utilized every part of the buffaloe they hunted.

آمریکایی‌های اصلی از هر قسمتی از بوفالویی که می‌گزیدند استفاده می‌کردند.

the rare white buffaloe is considered sacred by many tribes.

بوفالوی سفید نادر توسط بسیاری از قبلا مقدس شمرده می‌شود.

we saw a large buffaloe grazing near the river bank.

ما یک بوفالو بزرگ را در نزدیکی پای دیوار رودخانه دیدیم.

the taxidermist mounted the head of the buffaloe on the wall.

تکسیدریست مغز بوفالو را روی دیوار نصب کرد.

pioneers often feared stampeding buffaloe on their westward journey.

پیонیرها اغلب از بوفالویی که در سفر غربی آن‌ها می‌گذشتند، می‌ترسیدند.

the hide of the buffaloe provides warmth during winter.

پوست بوفالو در زمستان گرما می‌دهد.

conservation efforts have helped the buffaloe population recover.

تلاش‌های حفاظتی به بازگشت جمعیت بوفالو کمک کرده‌اند.

a lone wolf tried to separate a young buffaloe from the herd.

یک گرگ تنها سعی کرد تا یک بوفالو جوان را از گله جدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید