buffaloes

[ایالات متحده]/ˈbʌfəˌlɔːz/
[بریتانیا]/ˈbʌfəˌloʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بوفالو؛ بوفالوی آبی (تقسیم شده به نوع آفریقایی و آسیایی)؛ بایسون در آمریکای شمالی یا آفریقای جنوبی؛ تهدید یا ارعاب؛

عبارات و ترکیب‌ها

wild buffaloes

گاومیش‌های وحشی

domestic buffaloes

گاومیش‌های اهلی

buffaloes grazing

گاومیش‌ها در حال چرا

buffaloes stampede

حمله گاومیش‌ها

buffaloes herd

گله گاومیش

buffaloes wallow

گاومیش‌ها در گل نشستن

buffaloes roam

گاومیش‌ها سرگردان هستند

buffaloes in fields

گاومیش‌ها در مزارع

buffaloes and cattle

گاومیش‌ها و گاوها

buffaloes at sunset

گاومیش‌ها در هنگام غروب آفتاب

جملات نمونه

buffaloes roam freely in the grasslands.

گاومیش‌ها آزادانه در دشت‌ها پرسه می‌زنند.

farmers rely on buffaloes for plowing the fields.

کشاورزان برای شخم زدن زمین‌ها به گاومیش‌ها متکی هستند.

buffaloes are known for their strength and endurance.

گاومیش‌ها به خاطر قدرت و استقامت خود شناخته می‌شوند.

in some cultures, buffaloes are considered sacred animals.

در برخی فرهنگ‌ها، گاومیش‌ها به عنوان حیوانات مقدس در نظر گرفته می‌شوند.

buffaloes can be found in various parts of the world.

گاومیش‌ها را می‌توان در بخش‌های مختلف جهان یافت.

buffaloes play a crucial role in agricultural practices.

گاومیش‌ها نقش مهمی در شیوه‌های کشاورزی ایفا می‌کنند.

many tourists enjoy watching buffaloes in their natural habitat.

بسیاری از گردشگران از تماشای گاومیش‌ها در زیستگاه طبیعی خود لذت می‌برند.

buffaloes are often used in traditional festivals.

گاومیش‌ها اغلب در جشنواره‌های سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

raising buffaloes can be a profitable business.

پرورش گاومیش‌ها می‌تواند یک تجارت سودآور باشد.

buffaloes have a significant impact on the ecosystem.

گاومیش‌ها تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید