bugologists study
حشرهشناسان مطالعه میکنند
bugologists discover
حشرهشناسان کشف میکنند
bugologists observe
حشرهشناسان مشاهده میکنند
bugologists classify
حشرهشناسان طبقهبندی میکنند
bugologists collect
حشرهشناسان جمعآوری میکنند
bugologists research
حشرهشناسان تحقیق میکنند
bugologists analyze
حشرهشناسان تجزیه و تحلیل میکنند
bugologists publish
حشرهشناسان منتشر میکنند
bugologists educate
حشرهشناسان آموزش میدهند
bugologists collaborate
حشرهشناسان همکاری میکنند
bugologists study the behavior of insects.
حشرهشناسان رفتار حشرات را مطالعه میکنند.
many bugologists specialize in entomology.
بسیاری از حشرهشناسان در حوزهی حشرهشناسی تخصص دارند.
bugologists often conduct field research.
حشرهشناسان اغلب تحقیقات میدانی انجام میدهند.
bugologists can identify various species of insects.
حشرهشناسان میتوانند گونههای مختلف حشرات را شناسایی کنند.
some bugologists work in environmental conservation.
برخی از حشرهشناسان در زمینه حفاظت از محیطزیست کار میکنند.
bugologists play a crucial role in agriculture.
حشرهشناسان نقش مهمی در کشاورزی ایفا میکنند.
bugologists often collaborate with ecologists.
حشرهشناسان اغلب با اکولوژیستها همکاری میکنند.
bugologists contribute to our understanding of biodiversity.
حشرهشناسان به درک ما از تنوع زیستی کمک میکنند.
many bugologists are passionate about insect conservation.
بسیاری از حشرهشناسان نسبت به حفاظت از حشرات مشتاق هستند.
bugologists often publish their findings in scientific journals.
حشرهشناسان اغلب یافتههای خود را در مجلات علمی منتشر میکنند.
bugologists study
حشرهشناسان مطالعه میکنند
bugologists discover
حشرهشناسان کشف میکنند
bugologists observe
حشرهشناسان مشاهده میکنند
bugologists classify
حشرهشناسان طبقهبندی میکنند
bugologists collect
حشرهشناسان جمعآوری میکنند
bugologists research
حشرهشناسان تحقیق میکنند
bugologists analyze
حشرهشناسان تجزیه و تحلیل میکنند
bugologists publish
حشرهشناسان منتشر میکنند
bugologists educate
حشرهشناسان آموزش میدهند
bugologists collaborate
حشرهشناسان همکاری میکنند
bugologists study the behavior of insects.
حشرهشناسان رفتار حشرات را مطالعه میکنند.
many bugologists specialize in entomology.
بسیاری از حشرهشناسان در حوزهی حشرهشناسی تخصص دارند.
bugologists often conduct field research.
حشرهشناسان اغلب تحقیقات میدانی انجام میدهند.
bugologists can identify various species of insects.
حشرهشناسان میتوانند گونههای مختلف حشرات را شناسایی کنند.
some bugologists work in environmental conservation.
برخی از حشرهشناسان در زمینه حفاظت از محیطزیست کار میکنند.
bugologists play a crucial role in agriculture.
حشرهشناسان نقش مهمی در کشاورزی ایفا میکنند.
bugologists often collaborate with ecologists.
حشرهشناسان اغلب با اکولوژیستها همکاری میکنند.
bugologists contribute to our understanding of biodiversity.
حشرهشناسان به درک ما از تنوع زیستی کمک میکنند.
many bugologists are passionate about insect conservation.
بسیاری از حشرهشناسان نسبت به حفاظت از حشرات مشتاق هستند.
bugologists often publish their findings in scientific journals.
حشرهشناسان اغلب یافتههای خود را در مجلات علمی منتشر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید