bulgarian

[ایالات متحده]/bʌlˈɡɛəriən/
[بریتانیا]/bʌlˈɡɛriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از بلغارستان، زبان بلغاری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Bulgarian culture

فرهنگ بلغارستان

Bulgarian cuisine

آشپزی بلغارستان

Bulgarian language

زبان بلغاری

Bulgarian traditions

آداب و رسوم بلغارستان

Bulgarian history

تاریخ بلغارستان

جملات نمونه

Bulgarian cuisine is known for its delicious yogurt.

آشپزی بلغاری به خاطر ماست خوشمزه اش معروف است.

She learned Bulgarian in order to communicate with her grandparents.

او برای ارتباط با پدربزرگ و مادربزرگش زبان بلغاری را یاد گرفت.

The Bulgarian flag is white, green, and red.

پرچم بلغارستان سفید، سبز و قرمز است.

He traveled to Bulgaria to explore Bulgarian history.

او برای کاوش در تاریخ بلغارستان به بلغارستان سفر کرد.

The Bulgarian embassy is located in the capital city.

سفارت بلغارستان در شهر پایتخت واقع شده است.

She bought a traditional Bulgarian dress as a souvenir.

او یک لباس سنتی بلغاری به عنوان سوغاتی خرید.

Bulgarian folklore is rich in myths and legends.

فولکلور بلغاری غنی از اساطیر و افسانه ها است.

They danced to Bulgarian music at the wedding.

آنها به موسیقی بلغاری در عروسی رقصیدند.

The Bulgarian language uses the Cyrillic alphabet.

زبان بلغاری از الفبای سیریلیک استفاده می کند.

He enjoys reading Bulgarian literature in translation.

او از خواندن ادبیات بلغاری به زبان ترجمه لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید