bulgar

[ایالات متحده]/ˈbʊlɡɑːr/
[بریتانیا]/ˈbʌlgər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بومی یا ساکن بلغارستان.

عبارات و ترکیب‌ها

bulgar wheat

گندم بلغاری

bulgar salad

سالاد بلغاری

bulgar recipe

دستور العمل بلغاری

bulgar dish

غذا با بلغاری

bulgar grain

دانه بلغاری

bulgar pilaf

پلو بلغاری

bulgar cooking

پخت با بلغاری

bulgar side

همراه بلغاری

bulgar soup

سوپ بلغاری

bulgar bowl

کاسه بلغاری

جملات نمونه

bulgar is a term used in various contexts.

بلغار یک اصطلاح است که در زمینه‌های مختلف استفاده می‌شود.

many people enjoy bulgar in their salads.

بسیاری از مردم از بلغار در سالادهای خود لذت می‌برند.

bulgar wheat is a popular ingredient in mediterranean cuisine.

گندم بلغار یک ماده محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

cooking with bulgar can be very nutritious.

پخت و پز با بلغار می‌تواند بسیار مغذی باشد.

bulgar can be used as a substitute for rice.

بلغار را می‌توان به عنوان جایگزینی برای برنج استفاده کرد.

she added bulgar to the vegetable stew.

او بلغار را به خورش سبزیجات اضافه کرد.

bulgar can be found in most grocery stores.

بلغار را می‌توان در اکثر فروشگاه‌های مواد غذایی پیدا کرد.

he prefers bulgar over traditional pasta.

او بلغار را به جای پاستای سنتی ترجیح می‌دهد.

bulgar is rich in fiber and protein.

بلغار سرشار از فیبر و پروتئین است.

try adding bulgar to your next meal for a healthy twist.

سعی کنید بلغار را به وعده غذایی بعدی خود برای یک طعم سالم اضافه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید