buns

[ایالات متحده]/bʌnz/
[بریتانیا]/bunz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع bun؛ نان شیرینی گرد که اغلب به صورت جفت سرو می‌شود؛ اصطلاح عامیانه برای نشیمنگاه

عبارات و ترکیب‌ها

steamed buns

نان بخارپز

burger buns

نان برگر

sweet buns

نان شیرین

buns recipe

دستور تهیه نان

buns shop

نان‌فروشی

buns basket

سبد نان

buns filling

مواد داخل نان

buns dough

خمیر نان

buns platter

سینی نان

buns cart

چرخ نان

جملات نمونه

i love steaming buns for breakfast.

من عاشق شیرینی‌های بخارپز برای صبحانه هستم.

she made a batch of sweet red bean buns.

او دسته ای شیرینی سرخ با کشمش درست کرد.

can you pass me the buns, please?

می‌توانی شیرینی‌ها را به من بدهی، لطفاً؟

we enjoyed freshly baked buns at the bakery.

ما از خوردن شیرینی های تازه پخته شده در نانوایی لذت بردیم.

he filled the buns with savory meat.

او شیرینی ها را با گوشت خوشمزه پر کرد.

they served buns with a side of dipping sauce.

آنها شیرینی ها را با سس مخصوص سرو کردند.

she prefers her buns soft and fluffy.

او ترجیح می دهد شیرینی هایش نرم و پف دار باشد.

we bought some buns from the street vendor.

ما مقداری شیرینی از دستفروش خریدیم.

these buns are perfect for a picnic.

این شیرینی ها برای پیک نیک عالی هستند.

he always orders extra buns with his meal.

او همیشه با غذایش شیرینی اضافی سفارش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید