buoyed

[ایالات متحده]/ˈbɔɪd/
[بریتانیا]/ˈboɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به چیزی شناوری دادن؛ حمایت کردن؛ روحیه را بالا بردن

عبارات و ترکیب‌ها

buoyed spirits

روحیه تقویت شده

buoyed hopes

امیدهای تقویت شده

buoyed confidence

اعتماد به نفس تقویت شده

buoyed economy

اقتصاد تقویت شده

buoyed morale

معنویت تقویت شده

buoyed expectations

انتظارات تقویت شده

buoyed market

بازار تقویت شده

buoyed performance

عملکرد تقویت شده

buoyed interest

علاقه تقویت شده

buoyed growth

رشد تقویت شده

جملات نمونه

the team's morale was buoyed by their recent victory.

روحیه تیم با پیروزی اخیرشان تقویت شد.

she felt buoyed by the support of her friends.

او با حمایت دوستانش احساس تقویت کرد.

the economy was buoyed by increased consumer spending.

اقتصاد با افزایش هزینه‌های مصرف‌کنندگان تقویت شد.

his spirits were buoyed after receiving good news.

بعد از دریافت اخبار خوب، روحیه او تقویت شد.

the stock market was buoyed by positive earnings reports.

بازار سهام با گزارش‌های سودآور مثبت تقویت شد.

the community was buoyed by the successful fundraising event.

جامعه با موفقیت رویداد جمع‌آوری کمک‌های مالی تقویت شد.

her confidence was buoyed by the compliments she received.

اعتماد به نفس او با تحسین‌هایی که دریافت کرد، تقویت شد.

buoyed by their teamwork, they completed the project ahead of schedule.

با تقویت روحیه ناشی از کار گروهی، آنها پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساندند.

the athlete was buoyed by the cheers of the crowd.

ورزشکار با تشویق‌های جمعیت تقویت شد.

her creativity was buoyed by the inspiring environment.

خلاقیت او با محیط الهام‌بخش تقویت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید