buoyed spirits
روحیه تقویت شده
buoyed hopes
امیدهای تقویت شده
buoyed confidence
اعتماد به نفس تقویت شده
buoyed economy
اقتصاد تقویت شده
buoyed morale
معنویت تقویت شده
buoyed expectations
انتظارات تقویت شده
buoyed market
بازار تقویت شده
buoyed performance
عملکرد تقویت شده
buoyed interest
علاقه تقویت شده
buoyed growth
رشد تقویت شده
the team's morale was buoyed by their recent victory.
روحیه تیم با پیروزی اخیرشان تقویت شد.
she felt buoyed by the support of her friends.
او با حمایت دوستانش احساس تقویت کرد.
the economy was buoyed by increased consumer spending.
اقتصاد با افزایش هزینههای مصرفکنندگان تقویت شد.
his spirits were buoyed after receiving good news.
بعد از دریافت اخبار خوب، روحیه او تقویت شد.
the stock market was buoyed by positive earnings reports.
بازار سهام با گزارشهای سودآور مثبت تقویت شد.
the community was buoyed by the successful fundraising event.
جامعه با موفقیت رویداد جمعآوری کمکهای مالی تقویت شد.
her confidence was buoyed by the compliments she received.
اعتماد به نفس او با تحسینهایی که دریافت کرد، تقویت شد.
buoyed by their teamwork, they completed the project ahead of schedule.
با تقویت روحیه ناشی از کار گروهی، آنها پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساندند.
the athlete was buoyed by the cheers of the crowd.
ورزشکار با تشویقهای جمعیت تقویت شد.
her creativity was buoyed by the inspiring environment.
خلاقیت او با محیط الهامبخش تقویت شد.
buoyed spirits
روحیه تقویت شده
buoyed hopes
امیدهای تقویت شده
buoyed confidence
اعتماد به نفس تقویت شده
buoyed economy
اقتصاد تقویت شده
buoyed morale
معنویت تقویت شده
buoyed expectations
انتظارات تقویت شده
buoyed market
بازار تقویت شده
buoyed performance
عملکرد تقویت شده
buoyed interest
علاقه تقویت شده
buoyed growth
رشد تقویت شده
the team's morale was buoyed by their recent victory.
روحیه تیم با پیروزی اخیرشان تقویت شد.
she felt buoyed by the support of her friends.
او با حمایت دوستانش احساس تقویت کرد.
the economy was buoyed by increased consumer spending.
اقتصاد با افزایش هزینههای مصرفکنندگان تقویت شد.
his spirits were buoyed after receiving good news.
بعد از دریافت اخبار خوب، روحیه او تقویت شد.
the stock market was buoyed by positive earnings reports.
بازار سهام با گزارشهای سودآور مثبت تقویت شد.
the community was buoyed by the successful fundraising event.
جامعه با موفقیت رویداد جمعآوری کمکهای مالی تقویت شد.
her confidence was buoyed by the compliments she received.
اعتماد به نفس او با تحسینهایی که دریافت کرد، تقویت شد.
buoyed by their teamwork, they completed the project ahead of schedule.
با تقویت روحیه ناشی از کار گروهی، آنها پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساندند.
the athlete was buoyed by the cheers of the crowd.
ورزشکار با تشویقهای جمعیت تقویت شد.
her creativity was buoyed by the inspiring environment.
خلاقیت او با محیط الهامبخش تقویت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید