She looked sorrowful and dejected.
او غمگین و ناامید به نظر می رسید.
is dejected but trying to look cheerful;
ناامید است اما سعی می کند شاد به نظر برسد.
She was dejected over her husband's leaving .
او به دلیل جدایی شوهرش ناامید بود.
Peter was dejected,his confidence in tatters.
پیتر ناامید بود، اعتماد به نفسش از هم پاشیده بود.
She looked very dejected when she was told that she hadn’t got the job.
وقتی به او گفته شد که شغل را به دست نیاورده است، بسیار ناامید به نظر می رسید.
Dejected, Bud retires to a bar, where he gets drunk and picks up a floozie .Meanwhile, Fran and Sheldrake meet at the apartment .
با حالتی ناامید، بود به یک بار بازنشسته می شود، جایی که مست می شود و یک زن هرزه را به دست می آورد. در همین حال، فرن و شلدری در آپارتمان ملاقات می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید