red buoys
بوئههای قرمز
floating buoys
بوئههای شناور
safety buoys
بوئههای ایمنی
marker buoys
بوئههای نشانگر
buoys system
سیستم بوئه
buoys network
شبکه بوئه
buoys line
خط بوئه
warning buoys
بوئههای هشدار
buoys placement
قرار دادن بوئه
buoys inspection
بازرسی بوئه
the buoys marked the safe swimming area.
بالشها منطقه امن شنا را مشخص کردند.
the fishermen used buoys to locate their nets.
ماهیتگیران از بالشتها برای یافتن تورهای خود استفاده کردند.
brightly colored buoys can be seen from afar.
بالشتهای رنگارنگ را میتوان از دور دید.
buoys help guide boats in the harbor.
بالشتها به هدایت قایقها در بندر کمک میکنند.
during the race, buoys marked the course for the swimmers.
در طول مسابقه، بالشتها مسیر شناگران را مشخص کردند.
they anchored the buoys to prevent them from drifting.
آنها بالشتها را لنگر انداختند تا از شناور شدن آنها جلوگیری کنند.
buoys are essential for water sports safety.
بالشتها برای ایمنی ورزشهای آبی ضروری هستند.
some buoys are equipped with lights for nighttime visibility.
برخی از بالشتها برای دید در شب مجهز به چراغ هستند.
he painted the buoys to make them more visible.
او بالشتها را رنگ کرد تا آنها بیشتر قابل مشاهده شوند.
buoys can be used to mark underwater hazards.
میتوان از بالشتها برای علامتگذاری خطرات زیر آب استفاده کرد.
red buoys
بوئههای قرمز
floating buoys
بوئههای شناور
safety buoys
بوئههای ایمنی
marker buoys
بوئههای نشانگر
buoys system
سیستم بوئه
buoys network
شبکه بوئه
buoys line
خط بوئه
warning buoys
بوئههای هشدار
buoys placement
قرار دادن بوئه
buoys inspection
بازرسی بوئه
the buoys marked the safe swimming area.
بالشها منطقه امن شنا را مشخص کردند.
the fishermen used buoys to locate their nets.
ماهیتگیران از بالشتها برای یافتن تورهای خود استفاده کردند.
brightly colored buoys can be seen from afar.
بالشتهای رنگارنگ را میتوان از دور دید.
buoys help guide boats in the harbor.
بالشتها به هدایت قایقها در بندر کمک میکنند.
during the race, buoys marked the course for the swimmers.
در طول مسابقه، بالشتها مسیر شناگران را مشخص کردند.
they anchored the buoys to prevent them from drifting.
آنها بالشتها را لنگر انداختند تا از شناور شدن آنها جلوگیری کنند.
buoys are essential for water sports safety.
بالشتها برای ایمنی ورزشهای آبی ضروری هستند.
some buoys are equipped with lights for nighttime visibility.
برخی از بالشتها برای دید در شب مجهز به چراغ هستند.
he painted the buoys to make them more visible.
او بالشتها را رنگ کرد تا آنها بیشتر قابل مشاهده شوند.
buoys can be used to mark underwater hazards.
میتوان از بالشتها برای علامتگذاری خطرات زیر آب استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید