buoys

[ایالات متحده]/ˈbɔɪz/
[بریتانیا]/ˈboɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت‌های شناور استفاده شده در ناوبری، معمولاً استوانه‌ای و مجهز به چراغ‌ها یا بازتابنده‌ها
v. حمایت کردن یا شناور نگه داشتن؛ دادن حس امید یا تشویق

عبارات و ترکیب‌ها

red buoys

بوئه‌های قرمز

floating buoys

بوئه‌های شناور

safety buoys

بوئه‌های ایمنی

marker buoys

بوئه‌های نشانگر

buoys system

سیستم بوئه

buoys network

شبکه بوئه

buoys line

خط بوئه

warning buoys

بوئه‌های هشدار

buoys placement

قرار دادن بوئه

buoys inspection

بازرسی بوئه

جملات نمونه

the buoys marked the safe swimming area.

بالش‌ها منطقه امن شنا را مشخص کردند.

the fishermen used buoys to locate their nets.

ماهیت‌گیران از بالشت‌ها برای یافتن تورهای خود استفاده کردند.

brightly colored buoys can be seen from afar.

بالشت‌های رنگارنگ را می‌توان از دور دید.

buoys help guide boats in the harbor.

بالشت‌ها به هدایت قایق‌ها در بندر کمک می‌کنند.

during the race, buoys marked the course for the swimmers.

در طول مسابقه، بالشت‌ها مسیر شناگران را مشخص کردند.

they anchored the buoys to prevent them from drifting.

آنها بالشت‌ها را لنگر انداختند تا از شناور شدن آنها جلوگیری کنند.

buoys are essential for water sports safety.

بالشت‌ها برای ایمنی ورزش‌های آبی ضروری هستند.

some buoys are equipped with lights for nighttime visibility.

برخی از بالشت‌ها برای دید در شب مجهز به چراغ هستند.

he painted the buoys to make them more visible.

او بالشت‌ها را رنگ کرد تا آنها بیشتر قابل مشاهده شوند.

buoys can be used to mark underwater hazards.

می‌توان از بالشت‌ها برای علامت‌گذاری خطرات زیر آب استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید