burgage

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈbərɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره تصرف زمین در انگلستان قرون وسطی، که به دارنده حقوق و امتیازات خاصی می‌دهد.; حقوق مالکیت یا استفاده از زمین، به‌ویژه در زمینه‌های تاریخی.
Word Forms
جمعburgages

عبارات و ترکیب‌ها

burgage plot

قطعه برگه

burgage land

زمین برگه

burgage tenure

مالکیت برگه

burgage houses

خانه های برگه

burgage fee

هزینه برگه

burgage rights

حقوق برگه

burgage system

سیستم برگه

burgage estate

املاک برگه

burgage owner

صاحب برگه

burgage area

مساحت برگه

جملات نمونه

the burgage was inherited by his son after his death.

پس از مرگ او، پسرش آن را به ارث برد.

many towns had burgage plots for local artisans.

شهرها زمین‌های برژاج را برای صنعتگران محلی داشتند.

she purchased a burgage to start her business.

او یک برژاج خرید تا کسب و کار خود را شروع کند.

the burgage system helped regulate property ownership.

سیستم برژاج به تنظیم مالکیت زمین کمک کرد.

he was proud of his burgage, passed down through generations.

او به داشتن برژاج خود افتخار می‌کرد که نسل به نسل به ارث رسیده بود.

in medieval times, burgage was a common form of tenure.

در قرون وسطی، برژاج یک شکل رایج از مالکیت بود.

they decided to sell their burgage to invest in a new venture.

آنها تصمیم گرفتند برژاج خود را بفروشند تا در یک طرح جدید سرمایه‌گذاری کنند.

ownership of a burgage often came with specific rights and duties.

مالکیت یک برژاج اغلب با حقوق و وظایف خاصی همراه بود.

the council regulated the use of burgage in the area.

شورای شهر استفاده از برژاج در آن منطقه را تنظیم کرد.

her family had lived on the same burgage for over a century.

خانواده او بیش از یک قرن در همان برژاج زندگی کرده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید