burgy

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɡi/
[بریتانیا]/ˈbɝː.dʒi/

ترجمه

n. پودر ریز، گرد زغال
Word Forms
جمعburgies

عبارات و ترکیب‌ها

burgy burger

برگر بورگی

burgy style

سبک بورگی

burgy design

طراحی بورگی

burgy flavor

طعم بورگی

burgy sauce

سس بورگی

burgy dish

غذای بورگی

burgy meal

وعده غذایی بورگی

burgy snack

میان وعده بورگی

burgy recipe

دستور پخت بورگی

burgy treat

خوراکی بورگی

جملات نمونه

the burgy landscape was hard to navigate.

مناظر ناهموار و پرپیچ‌وخم پیمایش را دشوار می‌کرد.

they built a burgy path through the woods.

آنها یک مسیر ناهموار از میان جنگل ساختند.

her burgy voice caught everyone's attention.

صدای خاص و متفاوت او توجه همه را جلب کرد.

the burgy weather made it difficult to travel.

آب و هوای نامساعد سفر را دشوار می‌کرد.

he has a burgy personality that stands out.

او شخصیتی خاص و برجسته دارد.

the burgy texture of the fabric was unique.

بافت خاص و منحصربه‌فرد پارچه غیرمعمول بود.

she wore a burgy coat to keep warm.

او یک کت خاص و متفاوت پوشید تا گرم بماند.

his burgy jokes always make me laugh.

جک‌های خاص و متفاوت او همیشه من را می‌خنداند.

the burgy road was challenging for cyclists.

جاده ناهموار برای دوچرخه‌سواران چالش‌برانگیز بود.

they enjoyed a burgy hike in the mountains.

آنها از یک پیاده‌روی خاص و متفاوت در کوه‌ها لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید