burling

[ایالات متحده]/ˈbɜːr.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbər.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ترمیم یا تعمیر چیزی، به ویژه پارچه با وصله زدن؛ نوعی پارچه بافته شده که برای ساخت لباس و سایر اقلام استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

burling logs

تراشه های بورلینگ

burling river

رودخانه بورلینگ

burling yarn

نخ بورلینگ

burling machine

ماشین بورلینگ

burling action

عملکرد بورلینگ

burling process

فرآیند بورلینگ

burling tool

ابزار بورلینگ

burling technique

تکنیک بورلینگ

burling speed

سرعت بورلینگ

burling style

سبک بورلینگ

جملات نمونه

he is burling logs down the river.

او در حال رها کردن لاگ‌ها در رودخانه است.

the children enjoyed burling sticks in the creek.

کودکان از بازی با چوب‌ها در جویبار لذت بردند.

they were burling around the campfire.

آنها در حال بازی در اطراف آتش کمپ بودند.

she watched the burling competition at the festival.

او مسابقه بازی را در جشنواره تماشا کرد.

he spent the afternoon burling with friends.

او بعد از ظهر را با دوستان بازی کرد.

they organized a burling event to raise funds.

آنها یک رویداد بازی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی سازماندهی کردند.

the burling of logs can be dangerous.

بازی با لاگ‌ها می‌تواند خطرناک باشد.

she learned burling techniques from her grandfather.

او تکنیک‌های بازی را از پدربزرگش یاد گرفت.

he enjoys burling during the summer months.

او از بازی در ماه‌های تابستان لذت می‌برد.

they plan to go burling this weekend.

آنها قصد دارند این آخر هفته بازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید