buryings

[ایالات متحده]/ˈbʌr.ɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbʊr.ɪŋz/

ترجمه

adj. مربوط به دفن
n. عمل دفن چیزی یا کسی
v. چیزی یا کسی را دفن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deep buryings

دفن عمیق

burial site buryings

دفن‌های سایت تدفین

historical buryings

دفن‌های تاریخی

ancient buryings

دفن‌های باستانی

ceremonial buryings

دفن‌های مراسمی

mass buryings

دفن‌های دسته‌ای

cultural buryings

دفن‌های فرهنگی

traditional buryings

دفن‌های سنتی

recent buryings

دفن‌های اخیر

local buryings

دفن‌های محلی

جملات نمونه

they conducted a series of buryings to honor their ancestors.

آنها مجموعه‌ای از تدفین‌ها را برای ادای احترام به نیاکان خود انجام دادند.

the buryings of ancient artifacts reveal much about past civilizations.

تدفین آثار باستانی اطلاعات زیادی در مورد تمدن‌های گذشته آشکار می‌کند.

after the buryings, the community held a memorial service.

پس از تدفین‌ها، جامعه مراسم یادبود برگزار کرد.

she felt a deep sadness during the buryings of her loved ones.

او در هنگام تدفین عزیزانش احساس غم عمیقی کرد.

the buryings took place in a serene and peaceful location.

تدفین‌ها در مکانی آرام و باصفا انجام شد.

he documented the buryings for historical research.

او تدفین‌ها را برای تحقیقات تاریخی مستند کرد.

many cultures have unique traditions surrounding buryings.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های منحصر به فردی پیرامون تدفین دارند.

the buryings were attended by family and friends.

در تدفین‌ها خانواده و دوستان حضور داشتند.

they chose a beautiful spot for the buryings of their pets.

آنها یک مکان زیبا را برای تدفین حیوانات خانگی خود انتخاب کردند.

witnesses described the buryings as a deeply moving experience.

شهود توصیف کردند که تدفین‌ها تجربه‌ای عمیقاً تاثیرگذار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید