busbar

[ایالات متحده]/ˈbʌsˌbɑːr/
[بریتانیا]/ˈbʌsˌbɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار فلزی صاف که جریان الکتریکی را حمل می‌کند.
Word Forms
جمعbusbars

عبارات و ترکیب‌ها

busbar connection

اتصال باس‌بار

busbar system

سیستم باس‌بار

busbar design

طراحی باس‌بار

busbar layout

چیدمان باس‌بار

busbar assembly

مونتاژ باس‌بار

busbar support

نگهدارنده باس‌بار

busbar rating

رتبه نامی باس‌بار

busbar installation

نصب باس‌بار

busbar protection

محافظت باس‌بار

busbar current

جریان باس‌بار

جملات نمونه

the busbar distributes electricity to various circuits.

باس‌بار برق را به مدارهای مختلف توزیع می‌کند.

we need to install a new busbar for better efficiency.

ما نیاز به نصب یک باس‌بار جدید برای افزایش بهره‌وری داریم.

the busbar system must be properly grounded.

سیستم باس‌بار باید به درستی زمین شود.

ensure the busbar is rated for the load it will carry.

اطمینان حاصل کنید که باس‌بار برای بار مورد نظر رتبه بندی شده است.

the engineer checked the busbar connections for safety.

مهندس اتصالات باس‌بار را برای ایمنی بررسی کرد.

busbar design is crucial for power distribution systems.

طراحی باس‌بار برای سیستم‌های توزیع برق بسیار مهم است.

regular maintenance of the busbar can prevent failures.

نگهداری منظم باس‌بار می‌تواند از خرابی‌ها جلوگیری کند.

a busbar can reduce wiring complexity in electrical panels.

یک باس‌بار می‌تواند پیچیدگی سیم‌کشی در پنل‌های الکتریکی را کاهش دهد.

the busbar should be inspected for signs of wear.

باس‌بار باید برای علائم سایش بررسی شود.

proper insulation is necessary for the busbar to function safely.

برای عملکرد ایمن باس‌بار، عایق مناسب ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید