bushbuck

[ایالات متحده]/ˈbʊʃˌbʌk/
[بریتانیا]/ˈbʊʃˌbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آنتلوپ بومی آفریقا؛ آنتلوپ آفریقایی که میزبان انگل تریپانوزوم گامبیایی است.
Word Forms
جمعbushbucks

عبارات و ترکیب‌ها

bushbuck habitat

زیستگاه بوک‌بوش

bushbuck population

جمعیت بوک‌بوش

bushbuck antelope

گوزن بوک‌بوش

bushbuck sightings

مشاهدات بوک‌بوش

bushbuck behavior

رفتار بوک‌بوش

bushbuck territory

منطقه بوک‌بوش

bushbuck conservation

حفظ بوک‌بوش

bushbuck tracking

ردیابی بوک‌بوش

bushbuck habitat loss

از دست دادن زیستگاه بوک‌بوش

bushbuck grazing

چرایشی بوک‌بوش

جملات نمونه

the bushbuck is known for its elusive nature.

بوشبوک به دلیل طبیعت گریزان خود شناخته شده است.

we spotted a bushbuck while hiking in the national park.

ما در حین پیاده‌روی در پارک ملی یک بوشبوک دیدیم.

bushbucks are often found in dense forest areas.

بوشبوک‌ها اغلب در مناطق جنگلی متراکم یافت می‌شوند.

the male bushbuck has impressive spiral horns.

نر بوشبوک شاخ‌های مارپیچ چشمگیری دارد.

bushbucks are herbivores and primarily eat leaves.

بوشبوک‌ها گیاهخوار هستند و عمدتاً برگ می‌خورند.

photographers love to capture the beauty of bushbucks.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی بوشبوک‌ها هستند.

during the safari, we learned about the bushbuck's habitat.

در طول سافاری، درباره زیستگاه بوشبوک یاد گرفتیم.

bushbucks are known for their agility in the wild.

بوشبوک‌ها به دلیل چابکی خود در طبیعت شناخته شده‌اند.

conservation efforts are essential for protecting bushbuck populations.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از جمعیت بوشبوک‌ها ضروری است.

seeing a bushbuck in its natural environment is a rare treat.

دیدن یک بوشبوک در محیط طبیعی خود یک اتفاق نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید