| جمع | buskins |
buskin shoes
کفشهای بسکین
buskin style
سبک بسکین
buskin dance
رقص بسکین
buskin performance
اجرای بسکین
buskin theater
تئاتر بسکین
buskin actor
بازیگر بسکین
buskin role
نقش بسکین
buskin tradition
آداب و رسوم بسکین
buskin festival
جشنواره بسکین
buskin art
هنر بسکین
he wore a buskin for his role in the play.
او برای ایفای نقش در نمایش از بسکین استفاده کرد.
the actor stepped onto the stage in a buskin.
بازیگر با پوشیدن بسکین روی صحنه قدم گذاشت.
she chose a buskin style to enhance her performance.
او یک سبک بسکین را برای بهبود عملکرد خود انتخاب کرد.
buskins were popular among ancient greek performers.
بسکینها در بین بازیگران یونان باستان محبوب بودند.
he practiced his lines while wearing a buskin.
او در حالی که بسکین پوشیده بود، دیالوگهای خود را تمرین کرد.
the costume designer selected a vibrant buskin for the show.
طراح لباس برای نمایش یک بسکین پر جنب و جوش انتخاب کرد.
her character was known for her elegant buskin.
شخصیت او به خاطر بسکین ظریفش شناخته میشد.
wearing a buskin can add flair to any theatrical performance.
پوشیدن بسکین میتواند جذابیت بیشتری به هر اجرایی اضافه کند.
the historical significance of the buskin is often overlooked.
اهمیت تاریخی بسکین اغلب نادیده گرفته میشود.
he felt more confident in his buskin during the audition.
او در تست بازیگری در حالی که بسکین پوشیده بود، اعتماد به نفس بیشتری داشت.
buskin shoes
کفشهای بسکین
buskin style
سبک بسکین
buskin dance
رقص بسکین
buskin performance
اجرای بسکین
buskin theater
تئاتر بسکین
buskin actor
بازیگر بسکین
buskin role
نقش بسکین
buskin tradition
آداب و رسوم بسکین
buskin festival
جشنواره بسکین
buskin art
هنر بسکین
he wore a buskin for his role in the play.
او برای ایفای نقش در نمایش از بسکین استفاده کرد.
the actor stepped onto the stage in a buskin.
بازیگر با پوشیدن بسکین روی صحنه قدم گذاشت.
she chose a buskin style to enhance her performance.
او یک سبک بسکین را برای بهبود عملکرد خود انتخاب کرد.
buskins were popular among ancient greek performers.
بسکینها در بین بازیگران یونان باستان محبوب بودند.
he practiced his lines while wearing a buskin.
او در حالی که بسکین پوشیده بود، دیالوگهای خود را تمرین کرد.
the costume designer selected a vibrant buskin for the show.
طراح لباس برای نمایش یک بسکین پر جنب و جوش انتخاب کرد.
her character was known for her elegant buskin.
شخصیت او به خاطر بسکین ظریفش شناخته میشد.
wearing a buskin can add flair to any theatrical performance.
پوشیدن بسکین میتواند جذابیت بیشتری به هر اجرایی اضافه کند.
the historical significance of the buskin is often overlooked.
اهمیت تاریخی بسکین اغلب نادیده گرفته میشود.
he felt more confident in his buskin during the audition.
او در تست بازیگری در حالی که بسکین پوشیده بود، اعتماد به نفس بیشتری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید