butch

[ایالات متحده]/bʊtʃ/
[بریتانیا]/bʊtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی همجنس‌گرا که نقش مردانه می‌گیرد
adj. مردانه
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbutching
جمعbutches

عبارات و ترکیب‌ها

butch style

سبک گوشت‌فروشی

جملات نمونه

He is a butcher by trade.

او یک قصاب به عنوان شغل است.

let's take a butcher's at those bugs.

بیایید نگاهی به آن حشرات بیاندازیم.

the meat went to the butcher opposite the farm.

گوشت به قصابی روبه‌روی مزرعه رفت.

There was a butcher's shop alongside the theatre.

یک مغازه قصابی در کنار تئاتر وجود داشت.

A butcher needs sharp knives.

یک قصاب به چاقوهای تیز نیاز دارد.

Mother went to the butcher's yesterday.

مادر دیروز به مغازه قصابی رفت.

The butcher will trust us for the meat.

قصاب برای گوشت به ما اعتماد خواهد کرد.

Butcher has been scouting for United.

قصاب در حال بررسی برای ی متحد بوده است.

Come over here and have a butcher’s at this!

اینجا بیا و نگاهی به این بینداز!

butcher a project; butchered the language.

یک پروژه قصابی کنید؛ زبان را قصابی کنید.

He was as great a butcher as the world has been.

او به اندازه یک قصاب بزرگ بود که جهان تا به حال بوده است.

The butcher weighed the meat on the scales.

قصاب وزن گوشت را روی ترازو وزن کرد.

I bought sirloin from the butcher and cubed it myself.

من سرلویین را از قصاب خریدم و خودم آن را به شکل مکعبی برش زدم.

Sam Benton, the local butcher, had lost his wallet while taking his savings to the post-office.

سم بنتون، قصاب محلی، کیف پول خود را گم کرد در حالی که پس انداز خود را به اداره پست می برد.

نمونه‌های واقعی

This does butch it up a bit.

این کمی آن را سخت می‌کند.

منبع: Friends Season 8

You're so butch.Aw, I got a little paper cut.Of course you did.

تو خیلی مردونه‌ای. اوه، یک برش کوچک روی دستم گرفتم. البته که تو این کار رو کردی.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

And if they're not the sort who blub, they become frightfully hard and butch.

و اگر آنها از آن دسته ای نیستند که گریه کنند، آنها به طرز ترسناکی سخت و مردانه می شوند.

منبع: Yes, Minister Season 3

She wouldn't have done this, but I also add a bit of red wine, just to butch up that beefy flavour.

او این کار را نمی‌کرد، اما من کمی شراب قرمز هم اضافه می‌کنم تا طعم گوشتی آن را سخت‌تر کنم.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Great. And while we're at it, maybe we could butch up your run for when you head out to the mound.

عالی. و در حین انجام این کار، شاید بتوانیم دویدن شما را برای زمانی که به سمت تپه می‌روید، سخت‌تر کنیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Oh, Lee, that's not true. They hate you. I'm the butch one they can feel comfortable around.

اوه، لی، این درست نیست. آنها از تو متنفرند. من مردونه‌ام که آنها می‌توانند در کنارم احساس راحتی کنند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

No you, you're way more butch.

نه تو، تو خیلی بیشتر مردونه‌ای.

منبع: BuzzFeedViolet

If you're looking for butch, you should know that I played Tony in " west side story" to rave reviews.

اگر به دنبال مردانگی هستید، باید بدانید که من نقش تونی را در "ویست ساید استوری" با تحسین زیادی بازی کردم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Well, you are kind of butch.

خب، شما تا حدودی مردونه هستید.

منبع: Supernatural Season 2

Black trans lives are therefore written off as merely gay effeminate or lesbian butch.

بنابراین، زندگی سیاه‌پوستان ترنس به سادگی صرفاً همجنس‌گرا زنانه یا لزبین مردانه تلقی می‌شود.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید