butteries

[ایالات متحده]/ˈbʌtərɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌ.tɚ.iːz/

ترجمه

n. جمع buttery، اتاق یا ساختمانی که برای ذخیره‌سازی غذا یا نوشیدنی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

butteries are

باتری‌ها هستند

butteries with

باتری‌ها با

butteries made

باتری‌های ساخته شده

butteries and

و باتری‌ها

butteries for

برای باتری‌ها

butteries in

در باتری‌ها

butteries like

مانند باتری‌ها

butteries on

روی باتری‌ها

butteries from

از باتری‌ها

butteries with cream

باتری‌ها با خامه

جملات نمونه

she loves to bake butteries for her friends.

او عاشق پختن کیک‌های کره ای برای دوستانش است.

these butteries are perfect for afternoon tea.

این کیک‌های کره ای برای بعد از ظهر چای عالی هستند.

he added chocolate chips to the butteries.

او چیپس‌های شکلاتی به کیک‌های کره ای اضافه کرد.

we should try making different flavors of butteries.

ما باید سعی کنیم طعم‌های مختلف کیک‌های کره ای درست کنیم.

these butteries have a rich, buttery taste.

این کیک‌های کره ای طعم غنی و کره ای دارند.

she decorated the butteries with colorful icing.

او کیک‌های کره ای را با پوشش رنگارنگ تزئین کرد.

everyone at the party loved the homemade butteries.

همه در مهمانی عاشق کیک‌های کره ای خانگی بودند.

he prefers butteries over cakes for dessert.

او ترجیح می دهد کیک‌های کره ای را به کیک برای دسر انتخاب کند.

she shared her secret recipe for butteries.

او دستور پخت مخفی خود را برای کیک‌های کره ای به اشتراک گذاشت.

these butteries are a family tradition during holidays.

این کیک‌های کره ای یک سنت خانوادگی در تعطیلات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید