buttermilks

[ایالات متحده]/ˈbʌtərmɪlks/
[بریتانیا]/ˈbʌtərˌmɪlks/

ترجمه

n. نوعی شیر که کم چرب است و با حذف خامه از شیر گاو تهیه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

buttermilks pancakes

پنکیک باترمیلک

buttermilks biscuits

بیسکویت باترمیلک

buttermilks dressing

سس باترمیلک

buttermilks cake

کیک باترمیلک

buttermilks bread

نان باترمیلک

buttermilks smoothie

اسموتی باترمیلک

buttermilks muffins

مافین باترمیلک

buttermilks sauce

سس باترمیلک

buttermilks salad

سالاد باترمیلک

buttermilks dip

دیپ باترمیلک

جملات نمونه

she loves to bake pancakes with buttermilks.

او عاشق پخت پنکیک با باترمیلک است.

buttermilks can add a rich flavor to your recipes.

باترمیلک می تواند طعم غنی ای به دستور العمل های شما اضافه کند.

he prefers buttermilks over regular milk for his smoothies.

او ترجیح می دهد برای اسموتی های خود از باترمیلک به جای شیر معمولی استفاده کند.

buttermilks are often used in southern cooking.

باترمیلک اغلب در آشپزی جنوبی استفاده می شود.

adding buttermilks to the cake batter makes it moist.

اضافه کردن باترمیلک به خمیر کیک آن را مرطوب می کند.

she made a delicious buttermilk ranch dressing.

او یک سس رنچ باترمیلک خوشمزه درست کرد.

buttermilks are a great base for salad dressings.

باترمیلک یک پایه عالی برای سس سالاد است.

he uses buttermilks to marinate chicken for extra flavor.

او از باترمیلک برای مزه دار کردن مرغ برای طعم بیشتر استفاده می کند.

buttermilks can help tenderize tough cuts of meat.

باترمیلک می تواند به ترد شدن تکه های گوشت سفت کمک کند.

she enjoys making buttermilk biscuits for breakfast.

او از درست کردن بیسکویت باترمیلک برای صبحانه لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید