fermented

[ایالات متحده]/fəˈmɛntɪd/
[بریتانیا]/fərˈmɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته از تخمیر; برای هیجان‌زده کردن یا مختل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fermented food

غذاهای تخمیر شده

fermented drink

نوشیدنی تخمیر شده

fermented vegetables

سبزیجات تخمیر شده

fermented milk

مایه ترش

fermented tea

چای تخمیر شده

fermented soy

سویا تخمیر شده

fermented grains

غلات تخمیر شده

fermented products

محصولات تخمیر شده

fermented sauces

سس‌های تخمیر شده

fermented dough

خمیر تخمیر شده

جملات نمونه

fermented foods are rich in probiotics.

غذاهای تخمیر شده سرشار از پروبیوتیک هستند.

many cultures enjoy fermented beverages.

فرهنگ‌های بسیاری از نوشیدنی‌های تخمری لذت می‌برند.

fermented soy products are popular in asian cuisine.

محصولات سویا تخمیر شده در آشپزی آسیایی محبوب هستند.

she prefers fermented vegetables for their health benefits.

او به دلیل فواید سلامتی ترجیح می‌دهد سبزیجات تخمیر شده بخورد.

fermented dairy products can aid digestion.

محصولات لبنی تخمیر شده می‌توانند به هضم کمک کنند.

many people are unaware of the benefits of fermented foods.

بسیاری از مردم از فواید غذاهای تخمیر شده آگاه نیستند.

fermented foods can enhance gut health.

غذاهای تخمیر شده می‌توانند سلامت روده را بهبود بخشند.

he started a blog about making fermented drinks.

او یک وبلاگ در مورد تهیه نوشیدنی‌های تخمیر شده راه اندازی کرد.

fermented products can have a unique flavor profile.

محصولات تخمیر شده می‌توانند دارای یک پروفایل طعم منحصر به فرد باشند.

fermented grains are used in various traditional recipes.

غلات تخمیر شده در دستورالعمل‌های سنتی مختلف استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید