| جمع | buttholes |
butthole eyes
چشمهای سوراخدار
butthole surfer
سورفر سوراخدار
butthole tattoo
تاتو سوراخدار
butthole joke
جک سوراخدار
butthole lips
لبهای سوراخدار
butthole bandit
دزد سوراخدار
butthole face
چهره سوراخدار
butthole breath
نفس سوراخدار
butthole music
موسیقی سوراخدار
butthole problem
مشکل سوراخدار
he fell and landed right on his butthole.
او افتاد و درست روی سوراخ باسنش نشست.
she couldn't stop laughing about the funny butthole joke.
او نمیتوانست جلوی خندهاش را بگیرد وقتی درباره شوخی بامزه سوراخ باسن شنید.
the doctor explained the importance of keeping the butthole clean.
پزشک اهمیت تمیز نگه داشتن سوراخ باسن را توضیح داد.
he joked that his dog had a butthole that could talk.
او شوخی کرد و گفت سگش سوراخی در باسن دارد که میتواند صحبت کند.
it’s essential to check for any issues around the butthole area.
بررسی وجود هرگونه مشکل در ناحیه سوراخ باسن ضروری است.
the cat seemed to be bothered by something near its butthole.
به نظر میرسید گربه به چیزی نزدیک سوراخ باسنش آزرده است.
he felt embarrassed after the butthole incident at the party.
او بعد از حادثه سوراخ باسن در مهمانی احساس شرمندگی کرد.
she read a book that humorously described a butthole adventure.
او کتابی خواند که ماجراجویی سوراخ باسن را به طور طنزآمیزی توصیف میکرد.
they laughed at the cartoon character with a big butthole.
آنها به شخصیت کارتونی با سوراخ باسن بزرگ خندیدند.
he made a silly face while talking about buttholes.
او در حالی که درباره سوراخ باسن صحبت میکرد، چهرهای احمقانه گرفت.
butthole eyes
چشمهای سوراخدار
butthole surfer
سورفر سوراخدار
butthole tattoo
تاتو سوراخدار
butthole joke
جک سوراخدار
butthole lips
لبهای سوراخدار
butthole bandit
دزد سوراخدار
butthole face
چهره سوراخدار
butthole breath
نفس سوراخدار
butthole music
موسیقی سوراخدار
butthole problem
مشکل سوراخدار
he fell and landed right on his butthole.
او افتاد و درست روی سوراخ باسنش نشست.
she couldn't stop laughing about the funny butthole joke.
او نمیتوانست جلوی خندهاش را بگیرد وقتی درباره شوخی بامزه سوراخ باسن شنید.
the doctor explained the importance of keeping the butthole clean.
پزشک اهمیت تمیز نگه داشتن سوراخ باسن را توضیح داد.
he joked that his dog had a butthole that could talk.
او شوخی کرد و گفت سگش سوراخی در باسن دارد که میتواند صحبت کند.
it’s essential to check for any issues around the butthole area.
بررسی وجود هرگونه مشکل در ناحیه سوراخ باسن ضروری است.
the cat seemed to be bothered by something near its butthole.
به نظر میرسید گربه به چیزی نزدیک سوراخ باسنش آزرده است.
he felt embarrassed after the butthole incident at the party.
او بعد از حادثه سوراخ باسن در مهمانی احساس شرمندگی کرد.
she read a book that humorously described a butthole adventure.
او کتابی خواند که ماجراجویی سوراخ باسن را به طور طنزآمیزی توصیف میکرد.
they laughed at the cartoon character with a big butthole.
آنها به شخصیت کارتونی با سوراخ باسن بزرگ خندیدند.
he made a silly face while talking about buttholes.
او در حالی که درباره سوراخ باسن صحبت میکرد، چهرهای احمقانه گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید