butthole

[ایالات متحده]/ˈbʌt.həʊl/
[بریتانیا]/ˈbʌtˌhoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقعد; سوراخ در انتهای دستگاه گوارش که مدفوع از آن خارج می‌شود.; اصطلاح عامیانه برای مقعد.
Word Forms
جمعbuttholes

عبارات و ترکیب‌ها

butthole eyes

چشم‌های سوراخ‌دار

butthole surfer

سورفر سوراخ‌دار

butthole tattoo

تاتو سوراخ‌دار

butthole joke

جک سوراخ‌دار

butthole lips

لب‌های سوراخ‌دار

butthole bandit

دزد سوراخ‌دار

butthole face

چهره سوراخ‌دار

butthole breath

نفس سوراخ‌دار

butthole music

موسیقی سوراخ‌دار

butthole problem

مشکل سوراخ‌دار

جملات نمونه

he fell and landed right on his butthole.

او افتاد و درست روی سوراخ باسنش نشست.

she couldn't stop laughing about the funny butthole joke.

او نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد وقتی درباره شوخی بامزه سوراخ باسن شنید.

the doctor explained the importance of keeping the butthole clean.

پزشک اهمیت تمیز نگه داشتن سوراخ باسن را توضیح داد.

he joked that his dog had a butthole that could talk.

او شوخی کرد و گفت سگش سوراخی در باسن دارد که می‌تواند صحبت کند.

it’s essential to check for any issues around the butthole area.

بررسی وجود هرگونه مشکل در ناحیه سوراخ باسن ضروری است.

the cat seemed to be bothered by something near its butthole.

به نظر می‌رسید گربه به چیزی نزدیک سوراخ باسنش آزرده است.

he felt embarrassed after the butthole incident at the party.

او بعد از حادثه سوراخ باسن در مهمانی احساس شرمندگی کرد.

she read a book that humorously described a butthole adventure.

او کتابی خواند که ماجراجویی سوراخ باسن را به طور طنزآمیزی توصیف می‌کرد.

they laughed at the cartoon character with a big butthole.

آنها به شخصیت کارتونی با سوراخ باسن بزرگ خندیدند.

he made a silly face while talking about buttholes.

او در حالی که درباره سوراخ باسن صحبت می‌کرد، چهره‌ای احمقانه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید