online buyings
خرید آنلاین
bulk buyings
خرید عمده
frequent buyings
خرید مکرر
impulse buyings
خرید ناگهانی
seasonal buyings
خرید فصلی
recent buyings
خرید های اخیر
necessary buyings
خرید های ضروری
smart buyings
خرید های هوشمندانه
local buyings
خرید های محلی
major buyings
خرید های بزرگ
my recent buyings include a new laptop and some clothes.
خریدهای اخیر من شامل یک لپتاپ جدید و مقداری لباس است.
online buyings have become increasingly popular during the pandemic.
خریدهای آنلاین در طول همهگیری به طور فزایندهای محبوب شدهاند.
her buyings at the market were all organic products.
همه خریدهای او در بازار محصولات ارگانیک بودند.
he keeps track of his buyings to manage his budget.
او برای مدیریت بودجه خود، پیگیری میکند چه خریدی انجام داده است.
my buyings today included groceries and household items.
خریدهای من امروز شامل مواد غذایی و وسایل منزل بود.
she enjoys sharing her buyings with friends on social media.
او از به اشتراک گذاشتن خریدهای خود با دوستان در رسانههای اجتماعی لذت میبرد.
his buyings often reflect his interest in fashion.
خریدهای او اغلب نشاندهنده علاقه او به مد است.
after reviewing my buyings, i realized i overspent.
پس از بررسی خریدهایم، متوجه شدم که بیش از حد هزینه کردهام.
seasonal buyings can lead to great discounts.
خریدهای فصلی میتواند منجر به تخفیفهای عالی شود.
her buyings often include unique handmade items.
خریدهای او اغلب شامل اقلام دست ساز منحصر به فرد است.
online buyings
خرید آنلاین
bulk buyings
خرید عمده
frequent buyings
خرید مکرر
impulse buyings
خرید ناگهانی
seasonal buyings
خرید فصلی
recent buyings
خرید های اخیر
necessary buyings
خرید های ضروری
smart buyings
خرید های هوشمندانه
local buyings
خرید های محلی
major buyings
خرید های بزرگ
my recent buyings include a new laptop and some clothes.
خریدهای اخیر من شامل یک لپتاپ جدید و مقداری لباس است.
online buyings have become increasingly popular during the pandemic.
خریدهای آنلاین در طول همهگیری به طور فزایندهای محبوب شدهاند.
her buyings at the market were all organic products.
همه خریدهای او در بازار محصولات ارگانیک بودند.
he keeps track of his buyings to manage his budget.
او برای مدیریت بودجه خود، پیگیری میکند چه خریدی انجام داده است.
my buyings today included groceries and household items.
خریدهای من امروز شامل مواد غذایی و وسایل منزل بود.
she enjoys sharing her buyings with friends on social media.
او از به اشتراک گذاشتن خریدهای خود با دوستان در رسانههای اجتماعی لذت میبرد.
his buyings often reflect his interest in fashion.
خریدهای او اغلب نشاندهنده علاقه او به مد است.
after reviewing my buyings, i realized i overspent.
پس از بررسی خریدهایم، متوجه شدم که بیش از حد هزینه کردهام.
seasonal buyings can lead to great discounts.
خریدهای فصلی میتواند منجر به تخفیفهای عالی شود.
her buyings often include unique handmade items.
خریدهای او اغلب شامل اقلام دست ساز منحصر به فرد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید