byline

[ایالات متحده]/ˈbaɪlaɪn/
[بریتانیا]/ˈbaɪlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی زیر عنوان یک مقاله روزنامه یا مجله که نام نویسنده را می‌دهد
vt. امضا کردن نام خود زیر عنوان یا مقاله
Word Forms
جمعbylines

جملات نمونه

The article featured a compelling byline from the renowned journalist.

مقاله دارای یک سرتیتر جذاب از روزنامه‌نگار مشهور بود.

She always includes her byline at the end of her published works.

او همیشه سرتیتر خود را در پایان آثار منتشر شده‌اش درج می‌کند.

The byline of the editorial caught the attention of many readers.

سرتیتر مقاله توجه بسیاری از خوانندگان را به خود جلب کرد.

The byline of the news story was written in bold letters.

سرتیتر خبر با حروف برجسته نوشته شده بود.

The byline of the article indicated it was written by a guest contributor.

سرتیتر مقاله نشان می‌داد که توسط یک نویسنده مهمان نوشته شده است.

The byline of the book revealed the true identity of the author.

سرتیتر کتاب هویت واقعی نویسنده را نشان داد.

The journalist's byline was prominently displayed on the front page of the newspaper.

سرتیتر روزنامه‌نگار به طور برجسته در صفحه اول روزنامه به نمایش گذاشته شد.

Readers often look at the byline to see who wrote the article.

خوانندگان اغلب به سرتیتر نگاه می‌کنند تا ببینند چه کسی مقاله را نوشته است.

The byline of the blog post was written in a playful font.

سرتیتر پست وبلاگ با فونت بازیگوشانه نوشته شده بود.

The byline of the magazine article was accompanied by a photo of the author.

سرتیتر مقاله مجله با عکسی از نویسنده همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید