byroads

[ایالات متحده]/ˈbaɪ.rəʊd/
[بریتانیا]/ˈbai.roʊd/

ترجمه

n. جاده‌ای که دو جاده اصلی را به هم متصل می‌کند، معمولاً در یک منطقه روستایی؛ یک جاده ثانویه یا کمتر مهم.

عبارات و ترکیب‌ها

take a byroad

رفتن به مسیر فرعی

byroad adventure

ماجراجویی در مسیر فرعی

byroad journey

سفر در مسیر فرعی

explore byroad

کاوش در مسیر فرعی

byroad route

مسیر فرعی

hidden byroad

مسیر فرعی پنهان

scenic byroad

مسیر فرعی تماشایی

quiet byroad

مسیر فرعی آرام

byroad escape

فرار به مسیر فرعی

byroad exploration

کاوش در مسیر فرعی

جملات نمونه

we took a byroad to avoid the traffic jam.

ما برای جلوگیری از ترافیک، یک مسیر فرعی را انتخاب کردیم.

the byroad led us to a beautiful hidden village.

مسیر فرعی ما را به یک روستای پنهان و زیبا رساند.

he prefers driving on byroads rather than highways.

او ترجیح می‌دهد به جای اتوبان‌ها، در مسیرهای فرعی رانندگی کند.

we discovered a lovely café along the byroad.

ما یک کافه دلنشین را در طول مسیر فرعی کشف کردیم.

taking the byroad added an hour to our journey.

انتخاب مسیر فرعی یک ساعت به سفر ما اضافه کرد.

the byroad was lined with blooming flowers.

مسیر فرعی با گل‌های در حال شکوفه پوشیده شده بود.

many travelers prefer the scenic byroad for its views.

بسیاری از مسافران به دلیل مناظرش، مسیر فرعی دیدنی را ترجیح می‌دهند.

we got lost on a narrow byroad in the countryside.

ما در یک مسیر فرعی باریک در حومه شهر گم شدیم.

the byroad was quiet and peaceful, perfect for a walk.

مسیر فرعی آرام و دلپذیر بود، مناسب برای پیاده‌روی.

he often explores byroads to find unique places.

او اغلب مسیرهای فرعی را برای یافتن مکان‌های منحصر به فرد کشف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید