cabdrivers

[ایالات متحده]/ˈkæb.draɪ.vər/
[بریتانیا]/ˈkæbˌdrɪvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تاکسی یا کابی برای اجاره می‌راند؛ شخصی که کالسکه‌ای با اسب برای اجاره می‌راند.

عبارات و ترکیب‌ها

friendly cabdriver

راننده تاکسی دوستانه

experienced cabdriver

راننده تاکسی با تجربه

local cabdriver

راننده تاکسی محلی

licensed cabdriver

راننده تاکسی مجاز

reliable cabdriver

راننده تاکسی قابل اعتماد

professional cabdriver

راننده تاکسی حرفه‌ای

courteous cabdriver

راننده تاکسی مؤدب

busy cabdriver

راننده تاکسی پرمشغله

safe cabdriver

راننده تاکسی ایمن

talkative cabdriver

راننده تاکسی گویایی

جملات نمونه

the cabdriver took me to the airport quickly.

راننده تاکسی من را به سرعت به فرودگاه رساند.

i asked the cabdriver for the best route to the hotel.

من از راننده تاکسی بهترین مسیر به هتل را پرسیدم.

the friendly cabdriver shared interesting stories during the ride.

راننده تاکسی مهربان داستان‌های جالبی را در طول سفر تعریف کرد.

it’s important to tip the cabdriver for good service.

برای خدمات خوب، مهم است که به راننده تاکسی انعام دهید.

the cabdriver knew all the shortcuts in the city.

راننده تاکسی تمام راه‌های میانبر را در شهر می‌دانست.

i noticed the cabdriver was listening to music while driving.

من متوجه شدم که راننده تاکسی در حین رانندگی به موسیقی گوش می‌داد.

the cabdriver helped me with my luggage.

راننده تاکسی به من در حمل بار و چمدان کمک کرد.

after a long day, the cabdriver was ready to go home.

بعد از یک روز طولانی، راننده تاکسی آماده رفتن به خانه بود.

the cabdriver recommended a great restaurant nearby.

راننده تاکسی یک رستوران عالی در نزدیکی را توصیه کرد.

she chatted with the cabdriver about local attractions.

او با راننده تاکسی در مورد جاذبه‌های محلی صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید