cabinetmaker

[ایالات متحده]/'kæbɪnɪt,meɪkə/
[بریتانیا]/'kæbɪnətmekɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صنعتگر متخصص در ساخت کمدها، نجار ماهر

جملات نمونه

The cabinetmaker crafted a beautiful wooden cabinet.

صندل‌ساز یک کابینت چوبی زیبا ساخت.

The cabinetmaker specializes in custom-built furniture.

صندل‌ساز در ساخت مبلمان سفارشی تخصص دارد.

The cabinetmaker uses high-quality materials for all his projects.

صندل‌ساز از مواد با کیفیت بالا برای همه پروژه‌هایش استفاده می‌کند.

The cabinetmaker's workshop is filled with various tools and equipment.

کارگاه صندل‌ساز پر از ابزار و تجهیزات مختلف است.

The cabinetmaker pays close attention to detail in his work.

صندل‌ساز با دقت زیادی به جزئیات در کار خود توجه می‌کند.

The cabinetmaker has years of experience in woodworking.

صندل‌ساز سال‌ها تجربه در نجاری دارد.

The cabinetmaker is known for his craftsmanship and precision.

صندل‌ساز به خاطر مهارت و دقت خود شناخته شده است.

The cabinetmaker designs and builds furniture according to the client's specifications.

صندل‌ساز مبلمان را مطابق با مشخصات مشتری طراحی و می‌سازد.

The cabinetmaker takes pride in creating unique pieces of furniture.

صندل‌ساز به ساختن قطعات منحصربه‌فرد مبلمان افتخار می‌کند.

The cabinetmaker's skills have been passed down through generations.

مهارت‌های صندل‌ساز از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید