caking

[ایالات متحده]/keɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkeɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تشکیل به صورت توده یا جرم؛ حالت توده‌ای بودن.
v. تشکیل به صورت توده یا جرم؛ جامد شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

caking powder

پودر کیک

caking agent

عامل ایجاد کیک

caking process

فرآیند کیک زدن

caking material

مواد کیک زنی

caking issue

مشکل کیک زدن

caking risk

خطر کیک زدن

caking test

آزمایش کیک زدن

caking phenomenon

پدیده کیک زدن

caking prevention

جلوگیری از کیک زدن

caking tendency

تمایل به کیک زدن

جملات نمونه

she noticed caking on the surface of the cake.

او متوجه پوسته شدن روی سطح کیک شد.

the caking of the soil made it difficult for plants to grow.

پوسته شدن خاک باعث شد رشد گیاهان دشوار شود.

he was frustrated by the caking of the paint.

او از پوسته شدن رنگ ناامید شده بود.

make sure to avoid caking when mixing the ingredients.

مطمئن شوید که هنگام مخلوط کردن مواد، از ایجاد پوسته جلوگیری کنید.

the caking of the powder can affect its performance.

پوسته شدن پودر می تواند بر عملکرد آن تأثیر بگذارد.

she used a whisk to prevent caking in the batter.

او از یک همزن برای جلوگیری از ایجاد پوسته در خمیر استفاده کرد.

caking can occur if the product is stored improperly.

پوسته شدن ممکن است در صورت نگهداری نامناسب محصول رخ دهد.

the chef taught us how to prevent caking in sauces.

سرآشپز به ما یاد داد که چگونه از ایجاد پوسته در سس ها جلوگیری کنیم.

caking in the flour can lead to uneven baking.

پوسته شدن در آرد می تواند منجر به پخت ناهموار شود.

they added water to the mixture to avoid caking.

آنها آب به مخلوط اضافه کردند تا از ایجاد پوسته جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید