calabashes

[ایالات متحده]/ˈkæləbæʃ/
[بریتانیا]/ˌkæləˈbæsʰ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کدو خشک شده که به عنوان ظرف یا ساز موسیقی استفاده می‌شود.; میوه گیاه کدو تنبل، که اغلب بزرگ و گرد است.

عبارات و ترکیب‌ها

calabash gourd

کدو حلوایی

calabash tree

درخت کدو حلوایی

calabash music

موسیقی کدو حلوایی

calabash bowl

کاسه کدو حلوایی

calabash drink

نوشیدنی کدو حلوایی

calabash flute

فلوت کدو حلوایی

calabash craft

هنر و صنایع کدو حلوایی

calabash art

هنر کدو حلوایی

calabash seed

بذر کدو حلوایی

calabash festival

جشنواره کدو حلوایی

جملات نمونه

he carved a beautiful design on the calabash.

او طرحی زیبا روی کدو حلوایی حکاکی کرد.

calabash is often used in traditional medicine.

کدو حلوایی اغلب در طب سنتی استفاده می شود.

she filled the calabash with water for the ceremony.

او کدو حلوایی را با آب برای مراسم پر کرد.

in some cultures, the calabash symbolizes fertility.

در برخی فرهنگ‌ها، کدو حلوایی نماد باروری است.

the artist painted vibrant colors on the calabash.

هنرمند رنگ های زنده ای روی کدو حلوایی نقاشی کرد.

calabash can be used to make musical instruments.

می توان از کدو حلوایی برای ساخت ساز موسیقی استفاده کرد.

he used a calabash as a container for his herbs.

او از کدو حلوایی به عنوان ظرفی برای گیاهان دارویی خود استفاده کرد.

they crafted a necklace from calabash seeds.

آنها از دانه های کدو حلوایی گردنبندی ساختند.

calabash is popular in folk art and crafts.

کدو حلوایی در هنر و صنایع دستی محلی محبوب است.

she learned to play the calabash flute at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که فلوت کدو حلوایی را بنوازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید