calabash gourd
کدو حلوایی
calabash tree
درخت کدو حلوایی
calabash music
موسیقی کدو حلوایی
calabash bowl
کاسه کدو حلوایی
calabash drink
نوشیدنی کدو حلوایی
calabash flute
فلوت کدو حلوایی
calabash craft
هنر و صنایع کدو حلوایی
calabash art
هنر کدو حلوایی
calabash seed
بذر کدو حلوایی
calabash festival
جشنواره کدو حلوایی
he carved a beautiful design on the calabash.
او طرحی زیبا روی کدو حلوایی حکاکی کرد.
calabash is often used in traditional medicine.
کدو حلوایی اغلب در طب سنتی استفاده می شود.
she filled the calabash with water for the ceremony.
او کدو حلوایی را با آب برای مراسم پر کرد.
in some cultures, the calabash symbolizes fertility.
در برخی فرهنگها، کدو حلوایی نماد باروری است.
the artist painted vibrant colors on the calabash.
هنرمند رنگ های زنده ای روی کدو حلوایی نقاشی کرد.
calabash can be used to make musical instruments.
می توان از کدو حلوایی برای ساخت ساز موسیقی استفاده کرد.
he used a calabash as a container for his herbs.
او از کدو حلوایی به عنوان ظرفی برای گیاهان دارویی خود استفاده کرد.
they crafted a necklace from calabash seeds.
آنها از دانه های کدو حلوایی گردنبندی ساختند.
calabash is popular in folk art and crafts.
کدو حلوایی در هنر و صنایع دستی محلی محبوب است.
she learned to play the calabash flute at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که فلوت کدو حلوایی را بنوازد.
calabash gourd
کدو حلوایی
calabash tree
درخت کدو حلوایی
calabash music
موسیقی کدو حلوایی
calabash bowl
کاسه کدو حلوایی
calabash drink
نوشیدنی کدو حلوایی
calabash flute
فلوت کدو حلوایی
calabash craft
هنر و صنایع کدو حلوایی
calabash art
هنر کدو حلوایی
calabash seed
بذر کدو حلوایی
calabash festival
جشنواره کدو حلوایی
he carved a beautiful design on the calabash.
او طرحی زیبا روی کدو حلوایی حکاکی کرد.
calabash is often used in traditional medicine.
کدو حلوایی اغلب در طب سنتی استفاده می شود.
she filled the calabash with water for the ceremony.
او کدو حلوایی را با آب برای مراسم پر کرد.
in some cultures, the calabash symbolizes fertility.
در برخی فرهنگها، کدو حلوایی نماد باروری است.
the artist painted vibrant colors on the calabash.
هنرمند رنگ های زنده ای روی کدو حلوایی نقاشی کرد.
calabash can be used to make musical instruments.
می توان از کدو حلوایی برای ساخت ساز موسیقی استفاده کرد.
he used a calabash as a container for his herbs.
او از کدو حلوایی به عنوان ظرفی برای گیاهان دارویی خود استفاده کرد.
they crafted a necklace from calabash seeds.
آنها از دانه های کدو حلوایی گردنبندی ساختند.
calabash is popular in folk art and crafts.
کدو حلوایی در هنر و صنایع دستی محلی محبوب است.
she learned to play the calabash flute at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که فلوت کدو حلوایی را بنوازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید