calcic

[ایالات متحده]/ˈkæl.sɪk/
[بریتانیا]/KAL-sik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کلسیم یا حاوی کلسیم.

عبارات و ترکیب‌ها

calcic cement

سیمان آهکی

calcic soil

خاک آهکی

calcic carbonate

کربنات کلسیم

calcic minerals

مواد معدنی آهکی

calcic rocks

سنگ‌های آهکی

calcic waters

آب‌های آهکی

calcic fertilizers

کودهای آهکی

calcic deposits

رسوبات آهکی

calcic environment

محیط آهکی

calcic species

گونه‌های آهکی

جملات نمونه

the calcic content in the soil affects plant growth.

وجود کلسیم در خاک بر رشد گیاهان تأثیر می‌گذارد.

calcic minerals are essential for bone health.

مواد معدنی حاوی کلسیم برای سلامت استخوان‌ها ضروری هستند.

she studied calcic formations in geology class.

او ساختارهای حاوی کلسیم را در کلاس زمین‌شناسی مطالعه کرد.

the calcic nature of the water makes it hard.

طبیعت کلسیمی آب باعث سختی آن می‌شود.

calcic deposits can be found in many caves.

رسوبات حاوی کلسیم را می‌توان در بسیاری از غارها یافت.

he is testing the calcic balance in the ecosystem.

او تعادل کلسیم را در اکوسیستم آزمایش می‌کند.

calcic rocks are often used in construction.

سنگ‌های حاوی کلسیم اغلب در ساخت و ساز استفاده می‌شوند.

she noted the calcic layers in the sedimentary rocks.

او لایه‌های حاوی کلسیم را در سنگ‌های رسوبی یادداشت کرد.

calcic fertilizers can enhance crop yield.

کودهای حاوی کلسیم می‌توانند عملکرد محصول را افزایش دهند.

the calcic reaction is crucial in chemical processes.

واکنش کلسیمی در فرآیندهای شیمیایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید