calcifying

[ایالات متحده]/ˈkæl.sɪ.faɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæl.sə.faɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند سخت شدن توسط نمک‌های کلسیم.

عبارات و ترکیب‌ها

calcifying process

فرآیند رسوب کلسیم

calcifying tissue

بافت رسوب‌کننده کلسیم

calcifying agent

عامل رسوب‌کننده کلسیم

calcifying factors

عوامل رسوب‌کننده کلسیم

calcifying conditions

شرایط رسوب کلسیم

calcifying lesions

ضایعات رسوب کلسیم

calcifying deposits

رسوبات کلسیمی

calcifying cells

سلول‌های رسوب‌کننده کلسیم

calcifying mechanisms

مکانیسم‌های رسوب کلسیم

calcifying regions

مناطق رسوب کلسیم

جملات نمونه

the doctor explained the process of calcifying bone tissue.

پزشک فرآیند رسوب‌گذاری بافت استخوانی را توضیح داد.

calcium supplements help in calcifying the teeth.

مکمل‌های کلسیم به رسوب‌گذاری دندان‌ها کمک می‌کنند.

calcifying arteries can lead to serious health issues.

رسوب‌گذاری عروق می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the calcifying process is crucial for skeletal development.

فرآیند رسوب‌گذاری برای رشد اسکلتی بسیار مهم است.

she was concerned about her calcifying joints.

او نگران مفاصل در حال رسوب‌گذاری خود بود.

calcifying tissue can affect mobility in older adults.

رسوب‌گذاری بافت می‌تواند بر تحرک در بزرگسالان مسن تأثیر بگذارد.

regular exercise can help prevent calcifying in the muscles.

ورزش منظم می‌تواند به جلوگیری از رسوب‌گذاری در عضلات کمک کند.

calcifying processes are often monitored in patients with osteoporosis.

فرآیندهای رسوب‌گذاری اغلب در بیماران مبتلا به پوکی استخوان مورد رصد قرار می‌گیرند.

she studied the effects of calcifying agents on plant growth.

او اثرات عوامل رسوب‌گذار بر رشد گیاهان را مطالعه کرد.

calcifying deposits can form in various organs over time.

رسوبات رسوب‌گذاری می‌توانند در طول زمان در اندام‌های مختلف تشکیل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید