calcifying process
فرآیند رسوب کلسیم
calcifying tissue
بافت رسوبکننده کلسیم
calcifying agent
عامل رسوبکننده کلسیم
calcifying factors
عوامل رسوبکننده کلسیم
calcifying conditions
شرایط رسوب کلسیم
calcifying lesions
ضایعات رسوب کلسیم
calcifying deposits
رسوبات کلسیمی
calcifying cells
سلولهای رسوبکننده کلسیم
calcifying mechanisms
مکانیسمهای رسوب کلسیم
calcifying regions
مناطق رسوب کلسیم
the doctor explained the process of calcifying bone tissue.
پزشک فرآیند رسوبگذاری بافت استخوانی را توضیح داد.
calcium supplements help in calcifying the teeth.
مکملهای کلسیم به رسوبگذاری دندانها کمک میکنند.
calcifying arteries can lead to serious health issues.
رسوبگذاری عروق میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.
the calcifying process is crucial for skeletal development.
فرآیند رسوبگذاری برای رشد اسکلتی بسیار مهم است.
she was concerned about her calcifying joints.
او نگران مفاصل در حال رسوبگذاری خود بود.
calcifying tissue can affect mobility in older adults.
رسوبگذاری بافت میتواند بر تحرک در بزرگسالان مسن تأثیر بگذارد.
regular exercise can help prevent calcifying in the muscles.
ورزش منظم میتواند به جلوگیری از رسوبگذاری در عضلات کمک کند.
calcifying processes are often monitored in patients with osteoporosis.
فرآیندهای رسوبگذاری اغلب در بیماران مبتلا به پوکی استخوان مورد رصد قرار میگیرند.
she studied the effects of calcifying agents on plant growth.
او اثرات عوامل رسوبگذار بر رشد گیاهان را مطالعه کرد.
calcifying deposits can form in various organs over time.
رسوبات رسوبگذاری میتوانند در طول زمان در اندامهای مختلف تشکیل شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید