callus remover
جدا کننده زگیل
callus treatment
درمان زگیل
callus care
مراقبت از زگیل
callus formation
تشکیل زگیل
callus buildup
تجمع زگیل
callus softener
نرم کننده زگیل
callus pad
بالش زگیل
callus file
رنده زگیل
callus treatment cream
کرم درمان زگیل
callus prevention
جلوگیری از زگیل
he developed a callus on his palm from playing the guitar.
او یک زگیل روی کف دستش به دلیل نواختن گیتار ایجاد کرد.
wearing tight shoes can cause painful calluses.
پوشیدن کفشهای تنگ میتواند باعث ایجاد زگیلهای دردناک شود.
she has a callus on her foot from running every day.
او به دلیل دویدن هر روز، یک زگیل روی پایش دارد.
regular use of hand tools can lead to calluses.
استفاده منظم از ابزارهای دستی میتواند منجر به ایجاد زگیل شود.
he needs to file down the callus on his heel.
او باید زگیل روی پاشنه پا را سمباده بزند.
calluses can protect your skin from blisters.
زگیلها میتوانند از پوست شما در برابر تاولها محافظت کنند.
she used a pumice stone to remove the callus.
او از سنگ پا برای برداشتن زگیل استفاده کرد.
calluses often develop on the fingers of musicians.
زگیلها اغلب روی انگشتان نوازندگان ایجاد میشوند.
he was surprised to find a callus on his thumb.
او از دیدن زگیل روی انگشت شستش تعجب کرد.
she applied lotion to soften the callus on her foot.
او لوسیون زد تا زگیل روی پایش را نرم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید