camasses

[ایالات متحده]/ˈkæmæs/
[بریتانیا]/ˈkæməs/

ترجمه

n. نوعی گیاه خوراکی با پیاز.

عبارات و ترکیب‌ها

camass flower

گل کاماس

camass bulb

غده کاماس

camass plant

گیاه کاماس

camass harvest

برداشت کاماس

camass meadow

چمنزار کاماس

camass roots

ریشه‌های کاماس

camass species

گونه‌های کاماس

camass habitat

زیستگاه کاماس

camass cultivation

کشت کاماس

camass ecosystem

زیست‌بوم کاماس

جملات نمونه

the camass flowers bloom in spring.

گل‌های کاماس در بهار شکوفا می‌شوند.

she collected camass bulbs for her garden.

او غلاف‌های کاماس را برای باغ خود جمع‌آوری کرد.

camass is often found in wet meadows.

کاماس اغلب در مراتع مرطوب یافت می‌شود.

the camass plant is native to north america.

گیاه کاماس بومی آمریکای شمالی است.

we learned about the uses of camass in traditional cooking.

ما در مورد کاربردهای کاماس در آشپزی سنتی یاد گرفتیم.

camass bulbs can be eaten when cooked properly.

غلاف‌های کاماس را می‌توان در صورت پخت مناسب خورد.

many animals rely on camass for food in the wild.

بسیاری از حیوانات برای غذا در طبیعت به کاماس متکی هستند.

camass is also known for its beautiful blue flowers.

کاماس همچنین به خاطر گل‌های آبی زیبایش شناخته می‌شود.

we spotted camass growing along the hiking trail.

ما کاماسی را که در امتداد مسیر پیاده‌روی رشد می‌کرد، دیدیم.

camass is an important plant for many indigenous cultures.

کاماس برای بسیاری از فرهنگ‌های بومی یک گیاه مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید