cambium

[ایالات متحده]/ˈkæm.bɪəm/
[بریتانیا]/ˈkæm.bi.əm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه‌ای از سلول‌ها بین پوست و چوب درخت، که مسئول تولید بافت جدید است.; بافت جدید تولید شده توسط لایه کامبیوم.
Word Forms
جمعcambiums

عبارات و ترکیب‌ها

cambium layer

لایهٔ کمبیوم

cambium activity

فعالیت کمبیوم

cambium cells

سلول‌های کمبیوم

vascular cambium

کمبیوم عروقی

cambium growth

رشد کمبیوم

cambium tissue

بافت کمبیوم

cambium division

تقسیم سلول‌های کمبیوم

cambium function

عملکرد کمبیوم

cambium formation

تشکیل کمبیوم

cambium zone

ناحیهٔ کمبیوم

جملات نمونه

the cambium layer is crucial for tree growth.

لایهٔ کمبلیم برای رشد درختان حیاتی است.

cambium cells divide to produce new xylem and phloem.

سلول‌های کمبلیم تقسیم می‌شوند تا زylem و فلاهم جدید تولید کنند.

the cambium is responsible for secondary growth in plants.

کمبلیم مسئول رشد ثانویه در گیاهان است.

in some trees, the cambium can be quite thick.

در برخی درختان، کمبلیم می‌تواند بسیار ضخیم باشد.

the cambium produces a new layer of bark each year.

کمبلیم هر سال یک لایه جدید از پوست تولید می‌کند.

damage to the cambium can affect a tree's health.

آسیب به کمبلیم می‌تواند بر سلامت درخت تأثیر بگذارد.

the cambium plays a vital role in plant regeneration.

کمبلیم نقش حیاتی در بازسازی گیاهان ایفا می‌کند.

researchers study cambium to understand tree growth patterns.

محققان کمبلیم را برای درک الگوهای رشد درخت مطالعه می‌کنند.

during spring, the cambium becomes very active.

در طول بهار، کمبلیم بسیار فعال می‌شود.

understanding cambium function helps in forestry management.

درک عملکرد کمبلیم به مدیریت جنگلداری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید