cambodia

[ایالات متحده]/kæmˈbəʊdi:ə/
[بریتانیا]/kæmˈbodiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشوری در آسیا، کامبوج.

عبارات و ترکیب‌ها

cambodia travel

سفر به کامبوج

cambodia culture

فرهنگ کامبوج

cambodia history

تاریخ کامبوج

cambodia tourism

گردشگری کامبوج

cambodia cuisine

آشپزی کامبوج

cambodia economy

اقتصاد کامبوج

cambodia language

زبان کامبوج

cambodia people

مردم کامبوج

cambodia art

هنر کامبوج

cambodia nature

طبیعت کامبوج

جملات نمونه

cambodia is known for its ancient temples.

کمبودیا به خاطر معابد باستانی‌اش شناخته شده است.

many tourists visit cambodia every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از کامبوج دیدن می‌کنند.

the capital city of cambodia is phnom penh.

شهر پنم پن، پایتخت کامبوج است.

cambodia has a rich cultural heritage.

کامبوج دارای میراث فرهنگی غنی است.

angkor wat is a famous site in cambodia.

آنگکور وات یک مکان معروف در کامبوج است.

cambodia's cuisine is unique and flavorful.

غذاهای کامبوجی منحصر به فرد و خوش طعم هستند.

many ngos operate in cambodia to help communities.

بسیاری از سازمان‌های غیردولتی در کامبوج برای کمک به جوامع فعالیت می‌کنند.

cambodia is home to diverse wildlife.

کامبوج زیستگاه حیات وحش متنوعی است.

the history of cambodia is complex and fascinating.

تاریخ کامبوج پیچیده و جذاب است.

cambodia's economy is growing steadily.

اقتصاد کامبوج به طور پیوسته در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید